Totalitarianism and street in Fascist Rome, David Atkinson
پرويز اجلالي
در فاصله سالهاي 1922 و 1943، تحت رژيم فاشيت بنيتو موسوليني، شهر رم دگرگون شد. وقتي موسوليني قدرت گرفت جمعيت رم 000/660 نفر و آنگاه كه وي سرانجام رم را ترك گفت به 000/500/1 نفر رسيده بود. در اين فاصله شهر شاهد ساخت و ساز مداوم مناطق مسكوني جديد بود و مركز شهر مورد جراحي ريشهاي قرار گرفت زيرا رژيم ميخواست شهر ابدي را دوباره برپا كند تا با استفاده از منظره شهري دستور كار فرهنگي، اجتماعي و سياسي يكپارچه خود را تحقق بخشد.
در ايتالياي فاشيت، بيشتر مبارزهاي كه براي جلب قلبها و مغزهاي ايتالياييها انجام ميشد در عرصه عمومي يعني خيابانها و ميدانهاي شهرها به وقوع ميپيوست ... مبارزات تبليغاتي در روزنامهها، كتابها، كنفرانسها و سخنرانيهاي پارلماني و حتي بخش راديويي در مقايسه با فعاليتهاي فاشيتها در خيابانها كاملاً رنگ ميباخت (گيرادو، 1996).
خيابانها آنگاه كه فاشيتها شروع به اعمال خشونت وحشيانه عمومي كردند نيز به عنوان ميدان مبارزه سياسي باقي ماندند.
ميدانيم كه سنت استفاده از ميدانها و خيابانها به عنوان جايگاه حيات سياسي، اجتماعي و مدني از گذشتههاي دور در ايتاليا وجود داشته و مطالعات بازنشيني و ايس ننگي اين نكته را كه در قرن بيستم نيز خيابانها و ميدانهاي ايتاليا در قرن بيستم نيز به ايفاي اين نقش ادامه دادند را تأييد ميكند.
اين مقاله نشان ميدهد بعضي راههاي احياي دوباره اهميت خيابانها و فضاهاي عمومي در ايتاليا به عنوان بخشي از سياست مصادره تدريجي عرصه عمومي توسط رژيم كاوش در فرايندهاي كلي دگرگوني و كنترل تدريجي خيابانها توسط رژيم در جهت اهداف توتاليتر، سنت كلاسيك و رنسانسي ورود آييني به شهر در دوره فاشيستي احيا شد.
توجه به اشغال فضاهاي عمومي رم از جمله خيابانها (يعني آنجا كه زندگي هر روزه رميها در آن ميگذشت)، يك عنصري اساسي در حكومت فاشيستي بود. همانطور كه دو سال پيش از آن فتح ميدانهاي سرخ با خشونت مطرح بود. در 1926 خيابانهاي پايتخت بايد فتح ميشدند. حركت به سوي رم نيز كه منجر به انتخاب موسوليني به عنوان نخست وزير از طرف شاه شد، نيز گامي در جهت مصادره فضا بود.
غصب توتاليتاريستي خيابانها عنصر مركزي كنترل اجتماعي نظام فاشيستي بود. در دوران فاشيسم خيابان و ساير فضاهاي عمومي توسط هم مقالات محلي و هم مخالفان آنها به عنوان حوزه ديكتاتوري شناخته ميشد و حكومت بر ميدانها و خيابانها نماد اصلي قدرت دولتي بود. يعني عنصر مركزي كنترل اجتماعي و ابزار فاشيستي كردن ايتاليا هرچند ديكتاتوري فاشيستي آن اهدافي را كه براي خود تعيين كرده بود، نتوانست تحقق بخشد، اما با وجود اين رژيم بيش از 20 سال دوام آورد و بخشي از كنترل اجتماعي و سركوب رژيم در خيابانها اتفاق افتاد.
تامپسون مينويسد: تكنيكهاي كنترل توتاليتر خيابان ابتدا در رژيم فاشيستي برقرار شد و الگوي ساير نظامهاي توتاليتر شد و به نظر ميرسد، هر نوع بازسازي مفهوم خيابان نيازمند توجه به نقش فضاهاي عمومي در فرهنگهاي توتاليتر قرن بيستم ميباشد.