از بس كه چشم مست در اين شهر ديده ام
حقا كه مي نمي خورم اكنون و سر خوشم
شهري است پركرشمه وخوبان زشش جهت
چيزيم نيست ور نه خريدار هر ششم
(حافظ اهل شيراز)
علي آسماني
آيا كسي هست كه ترديد داشته باشد كه نوروز زيباترين جشن آغاز سال نو در سرتا سر جهان است؟ آيا كسي هست كه نوروز را دوست نداشته باشد؟ ايا كسي هست كه خود را ايراني بداند و نسبت به نوروز بي تفاوت باشد؟ در پاسخ بايد بگويم آري هست. البته به تعداد انگشتان دست.حتي تك وتوكي شهروندان ايراني را مي شناسيم كه با نوروز دشمني مي كنند و البته در ميان همسايگان متعصب و حسود هم دشمن نوروز داريم..همة چيزهاي خوب بالاخره دشمناني هم دارند اين عجيب نيست هرچند بدسليقگي اين مخالفان را مي رساند . اما از اين گروههاي بسيار كوچك وبي اهميت كه بگذريم قرنهاست كه ايراني (به معني عضو سرزمين فرهنگي ايران كه همواره از مرزهاي سياسي حكومتهاي ايران فراتر بوده است) نوروز را دوست داشته ، به آن دل بسته، از هرگزندي حفظش كرده و به آيندگانش سپرده است. و جالب اينكه در طول زمان در معنا وكاركرد اين جشن تغييراتي داده و آنرا با باورها و شرايط روزگار سازگارش كرده تا اين جشن زيباي ملي از لحاظ اجتماعي هرچه معنادار تر وكارساز تر باشد وبه زندگاني ما ايرانيان معنا وروشني دهد.
همة كساني كه فرهنگ ايراني را مطالعه كرده اند از اهميت خانواده نزد ايرانيان سخن گفته اند. نوروز هم هنوز بيشتر جشني خانوادگي است. از برخي ديد و بازديد هاي مدني وسياسي كه بگذريم ، عمده ترين فعاليت نوروزي امروزة ايرانيان ديد وبازديدهاي خانوادگي است و مي توان گفت كه تقريباً نوروز در سطح محله وشهر جشن گرفته نمي شود. هرچند در سالهاي اخير شهرداريها و فرمانداري ها در آماده كردن شهر براي نوروز به معناي تميز كردن معابر و پيش بيني امكاناتي براي پذيرش مسافران وظايفي بر عهده گرفته اند. اما هنوز نمي توان گفت اجتماعات محلي و شهري ايراني نوروز را جشن مي گيرند. بلكه هنوز نوروز بيشتر جشنِ خانواده ها است.
هر نسلي در برابر نوروز وظيفه اي دارد و آن هم سعي در تكامل بخشيدن به اين آيين ملي به معناي گسترش دادن آن و سازگار كردنش با شرايط جديد جامعه( و بويژه شهرهاي) روزگار خود است . بنظر مي رسد با توجه به شرايط جديد زندگي بويژه در شهرهاي بزرگ با واحد هاي مسكوني كوچك و فاصله هاي زياد ميان خانه هاي بستگان و فاميل و جمعيت جوان و نياز مبرم مردم به گذران اوقات فراغت ، لازم است نوروز اندك اندك از جشن خانواده ها به جشن مجتمع هاي مسكوني ( يا جشن كوچه ها)، جشن محله ها و حتي جشن شهرها تبديل شود . شورا ياري ها و شهرداري هاي نواحي مي توانند نقش مهمي در آماده ساختن فضاها و برنامه هايي براي گردهمايي شاد و سالم مردم به بهانة نوروز داشته باشند. گرد همايي هايي مثل: و ديدارهاي نوروزي ميان اهل محل، برنامه هاي تفريحي مثل اجراي زندة موسيقي ،اجراي نمايش ، مسابقه هاي تفريحي ، كارناوال هاي شادي ، نمايش فيلم ،و انواع مسابقه هاي ورزشي، چيدن سفره هاي هفت سين محله و خلاصه برنامه هاي گوناگونِ شادِ زيبا در سطح محلات و مناطق شهر كه با راهنمايي و كمك شهرداري ها و مشاركت مردم مي تواند ترتيب داده شود. اين برنامه ها مي توانند علاوه بر كاركرد نشاط آفريني اهداف ثانويه اي هم داشته باشند مثل: كمك به نيازمندان، كمك به گسترش همگاني هنر و ورزش ،حفظ هويت ملي وحفظ هويت شهري و احساس تعلق به مكان از راه آشنايي شهروندان جوان با تاريخ شهرها ، جلب مشاركت مردم و بويژه جوانان به فعاليتهاي اجتماعي در محله ها و قس عليهذا.. .
مردم ايران قرن هاست دوست دارند در نوروز لباس زيبا و نو بپوشند .از كوي وبرزن گذر كنند ودر باغ وراغ به گلگشت وتماشا بپردازند. دلدادگان به ديداريكديگر بشتابند و جوانان بگويند و بخندند و شادماني كنند. اين شادماني ها كه با خانه تكاني وپريدن از روي آتش شروع مي شود با رفتن به صحرا و سبزه گره زدن پايان مي يابد، چنان با جان ايراني آميخته است كه هرگز نه كريسمس توان مقابله با آن را دارد ونه هيچ رقيب ديگري. حال كه چنين ثروت معنويي در اختيار ماست مي بايست در شهرها ومحله ها فضا هايي فراهم آوريم كه مردمان در اين فضاها با آسايش كامل با آسايش كامل نوروز را جشن بگيرند وشادماني كنند و مطمئن باشيم كه ابراز شادماني جمعي تقويت كنندة امنيت اجتماعي است نه كاهندة آن.
اجتماعي كردن نوروز احتمالاً آثار مثبت زيادي خواهد داشت كه يكي از آنها احتمالاً كاهش سفرهاي نوروزي و مرگ ومير هاي ناشي از آن خواهد بود.