تهيه كنندگان : سعيد لطفي زاده و خانم سركشيكيان
دانشجويان كارشناسي علوم اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال
1 - جايگاه شهر تبريز در تقسيمات كشوري
مردم آذربايجان و به تبع آن مردم شهر تبريز از قوم ماد آريايي مي باشند كه در شمال غرب ايران يعني آذربايجان حاليه فرود آمدند و دولت خود را در اواخر قرن هشتم قبل از ميلاد تشكيل دادند .
2- بستر طبيعي شهر تبريز
طول و عرض جغرافيايي : طول شرقي : حداقل 45 درجه و 50 دقيقه – حداكثر 46 درجه و 36 دقيقه
عرض شمالي : حداقل 37 درجه و 42 دقيقه – حداكثر 38 درجه و 29 دقيقه
پستي و بلنديهاي تبريز
تبريز در 50 كيلومتري قله سهند واقع شده است . در شمال كوههاي سرخ فام عون بن علي (عينالي) يا سرخاب به ارتفاع 1800 متر از سطح دريا قرار دارد . اين بلنديها كه شمال و شمال شرقي تبريز را محصور نموده و به طرف شرق تا گردنه پايان ادامه مي يابد . يكي از كوههاي منشعب از رشته كوههاي سهندكوه بهلول است كه ارتفاع آن به 2200 متر ميرسد . كوه باباداغي بين كوه بهلول و سرخاب واقع شده است و ارتفاع آن از 2300 متر تجاوز مي كند . از ديگر كوههاي اطراف تبريز كوه مورد در شمال غربي شهر تبريز با 2250 متر و كوه پكه چين با ارتفاع 2500 متر را ميتوان نام برد . شهرستان تبريز از دو ناحيه كوهستاني و دشت تشكيل شده است . ارتفاع از سطح دريا در دشت 1310متر و در مناطق كوهستاني تا 1200 متر بالغ مي گردد به طوري كه اين شهرستان بوسيله كوههاي سرخ عون بن علي عينالي و پيش كوههاي سهند اعطا شده است .
رودهاي تبريز
تبريز داراي هوايي اقليمي و كم رطوبت است و حد متوسط بارندگي آن در سال 285 ميليمتر است . اين جلگه در اثر ارتفاعي كه از سطح دريا دارد ، داراي زمستانهاي طولاني و سرد و تابستانهاي معتدل است . رودخانه ليقوان كه از جدار شمالي سهند جاري ميشود و در مسير خود روستاهاي معروف ليقوان ، هروي ، بيرق ديزج و شهر باسمنج را مشروب مي نمايد و پس از ورود به جلگه تبريز به آجي چاي ميريزد . رودخانه آجي چاي (تلخه رود) از شمال شهر در ميان تنگه كوهستاني عينالي جريان داشته كه پس از طي مسافتي در بخش غربي تبريز به درياچه اروميه ميريزد . مهران رود يا ميدان چايي قسمتي از آب رودخانه ليقوان بعلاوه آبهاي محلي كوههاي اطراف تبريز در مسير مهران رود جاري ميشود . و از وسط شهر تبريز مي گذرد و در محل فرودگاه تبريز در شمال غربي شهر به آجي چاي ميريزد . زينجناب چاي از جدار شمالي سلطان داغي در جنوب غربي سهند سرچشمه مي گيردو تعدادي از روستاها را مشروب نموده و پس از گذشتن از شهر سر درود به آجي چاي وارد مي شود . رودخانه گوناب يا كومورچايي از ارتفاعات مشگ عنبر و گومانا از رشته جنوبي قرا داغ سرچشمه گرفته پس از مشروب كردن روستاهاي منطقه در محل قووشوق (محل بهم پيوستن) بنام كومورچايي خوانده ميشود . آب اين رودخانه بعلت عبور از معادن نمك بشدت شور شده در كنار پل آجي چاي در مشرق فرودگاه تبريز به آن وارد ميشود .
پوشش گياهي
تبريز بعلت واقع بودن در دامنه غرب و شمال غربي رشته كوه سهند و تحت تاثير آب و هواي مديترانه اي جزو مناطقي از كشور است كه ويژگي خاص از تنوع و گسترش پوشش گياهي را دارد . مراتع شهرستان داراي درجات مختلفي از جمله مراتع شمال تبريز ، غرب و شمال غرب كوه سهند داراي مراتع عالي و بهترين مراتع ييلاقي است و همچنين كوهپايه هاي شمال غرب و شمالي نيز داراي مراتع خوب و متوسط مي باشد .
آب و هوا
تبريز داراي هوايي اقليمي و كم رطوبت است و حد متوسط بارندگي آن در سال ، 285 ميليمتر است . اين جلگه در اثر ارتفاعي كه از سطح دريا دارد ، داراي زمستانهاي طولاني و سرد و تابستانهاي معتدل است . هواي اين شهر سرد و خشك است ، باد و سوز دائمي دارد كه مربوط به بادهاي محلي است نه جريانهاي قاره اي ، اما گاهي جريانهاي سيبري پس از عبور از كرانه هاي درياي خزر به حوزه تبريز رسيده سبب بروز شدت سرما در زمستان و كولاك و راه بندان عمومي مي شود . زمستان در تبريز زود آغاز گشته و دير خاتمه مي يابد . تبريز در حال حاضر در رديف كليماي (b)GS در رده بندي كوين يعني نوع مديترانه اي يا تابستاني خنك منظور شده است . وضع بارندگي تبريز همگام با ساير نقاط آذربايجان تابع جريانهاي هوايي بويژه توده هواي مرطوب مديترانه و بخارهاي ناشي از آن هواي سرد سيبري و شمالي و اختلاف درجه حرارت در محدوده درياچه اروميه و استقرار كوههاي سهند مي باشد . ميانگين بارندگي شهر تبريز بطور متوسط 270 ميليمتر مي باشد . معمولا در طول فصل تابستان بارندگي كمتر مي باشد . حداكثر متوسط دما در تير ماه 32 درجه سانتيگراد و حداقل متوسط آن در ديماه 27 درجه سانتيگراد و حداكثر مطلق ثبت شده 42 درجه و حداقل مطلق 25 درجه سانتيگراد بوده است . تعداد روزهاي يخبندان حداكثر 155 روز و حداقل 52 روز و بطور متوسط 107 روز است . ميزان تبخير تعرق منطقه 1733 ميليمتر محاسبه گرديده است .
3- جمعيت شهر تبريز (جمعيت كل ، تعداد خانوار ، بعد خانوار ، جمعيت به تفكيك سن و جنسيت)
بر اساس سرشماري نفوس و مسكن سال 1385 ، جمعيت كل برابر با 1،398،060 نفر مي باشد كه از اين تعداد 715،103 نفر مرد و 682،957 نفر زن هستند كه با توجه به اين تعداد نسبت جنسي 1.04 مي باشد . تعداد خانوار معمولي ساكن در اين شهر 376،180 خانوار است و بعد خانوار عدد 3.64 مي باشد .
جمعيت شهر تبريز به تفكيك گروه سني و جنس به شرح جدول ذيل است :
|
رديف
|
سن
|
كل (نفر)
|
زن (نفر)
|
مرد (نفر)
|
|
1
|
نوزادان و كودكان (0 تا 15 سال)
|
111758
|
54455
|
57303
|
|
2
|
نوجوانان (15 تا 25 سال)
|
359417
|
177652
|
171765
|
|
3
|
جوانان (25 تا 40 سال)
|
401636
|
196658
|
204978
|
|
4
|
بزرگسالان (40 تا 65 سال)
|
325167
|
157702
|
167465
|
|
5
|
سالمندان (65 به بالا)
|
82525
|
40023
|
42502
|
ماخذ : مركز آمار ايران – سرشماري نفوس و مسكن 1385
همانطور كه ملاحظه مي فرماييد در تمام گروههاي سني تعداد جمعيت مردان بيشتر از جمعيت زنان است كه البته اين اختلاف جمعيت بنظر ميرسد كه يك فرآيند طبيعي و نزديك به استاندارد باشد .
4- سابقه تاريخي شهر تبريز
مركز استان آذربايجان شرقي شهر تبريز است كه وسعتي در حدود 11800 كيلومتر مربع دارد. بنا و وجه تسميه شهر تبريز حمدا... مستوفي و ياقوت حموي مي نويسند :
بناي تبريز از زبيده ، زن هارون الرشيد است . وي به بيماري تب نوبه مبتلا بوده ، روزي چند در آن حوالي اقامت كرده و در اثر هواي لطيف و دل انگيز آنجا بيماري زبيده زايل شده ، فرموده شهري در آن محل بنا كنند و نام آن را " تب ريز " بگذارند . قديميترين ذكر نام تبريز را در كتيبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهيم يافت . در زمان صفويه پايتخت در وهله اول در تبريز بوده و بعدا به جهت نزديكي به عثمانيها به قزوين و پس از آن به اصفهان انتقال يافت .
غالب منابع بعد از اسلام بناي تبريز را به زبيده خاتون ، همسر هارون الرشيد نسبت داده اند ، اما در تواريخ قديم مطلبي كه دليل صحت اين مدعا باشد ديده نشده است و اساسا هيچ جا ذكري از اين كه زبيده زن هارون الرشيد به آذربايجان آمده باشد به ميان نيامده است .
نادر ميرزا كه نسبت عمارت تبريز به زبيده را داراي اساس درستي نمي دادند، بر آنست كه مردم از وجود قنات زبيده كه مي گفته اند به فرمان او بريده شده بود ، به غلط افتاده اند كه اين مدينه را باني زبيده بنت جعفر است چنانكه از تاريخهاي ارمني بر مي آيد از چند قرن پيش از اسلام ، شهر تبريز برپا و داراي عنوان شهر بوده است ؛ ولي چون در شهرگشايي هاي تازيان نامي از اين شهر برده نميشود ، از اينجا توان پنداشت كه در آخرهاي زمان ساسانيان اين شهر ويرانه و گمنام بوده است .
ايرانيان بنابر سنت بناي اين شهر را به زبيده ... نسبت ميدهند و بدينگونه از قدمت تاريخي آن شهر ميكاهند و اين نكته شامل حال كاشان و شهرهاي ديگر نيز هست كه ميگويند آن بانوي قهرمان بنيان نهاده است . راست است كه در تبريز چشمه اي بنام زبيده داريم ؛ اما محقق است كه اين شهر در زمان ساسانيان ، يعني 4 قرن پيش از زبيده وجود داشته است .اگر نوشته واردان (مورخ ارمني) را بپذيريم تاريخ بناي تبريز در حدود سالهاي 20 قرن سوم ميلادي خواهد بود ، اما قرايني در دست است كه سابقه بناي اين شهر فراتر از دوران ساساني و اشكاني مي رود .
تعيين تاريخ دقيق پيدايش زندگي شهرنشيني در دشتي كه تبريز در آن قرار گرفته دشوار است. همين قدر ميتوان گفت كه شرايط اين دشت حاصلخيز كه مهران رود و آجي چاي مشروبش ميكنند و داراي اقليمي معتدل است و راههاي شمالي – جنوبي و غربي – شرقي از آن مي گذرند و وجود منمابع زيرزميني غني در آن و موقعيت مناسب استراتژيكي اش و ... همه و همه زمينه مساعدي براي تكوين و توسعه زندگي شهري عرضه مي دارند. اما در هر صورت يك شهر،يك شبه چون قارچ از زمين نمي رويد واي بسا كه شكل گرفتن وراه يافتنش به صفحات تاريخ دهه ها و حتي سده ها طول بكشد. در جريان كاوش هايي كه به توسط هيات باستان شناسي انگليسي به رهبري چارلزبوني در قراتبه( يانيق تپه) واقع در حدود 30 كيلو متري جنوب غربي تبريز صورت گرفته، به طوري كه پيش از اين ديدم، به خانه هاي دايره اي شكلي كه از آجر خام و چينه ساخته شده اند وبه اواخر هزاره 3 و اوايل هزاره ي2 ق.م اواخر دوره ي عصر سنگ_ مس و اوايل دوران مفرغ- تعلق دارند، بر خورد شده است. در اين خانه ها سنگ آسيا ها، استخوان حيوانات، نقش هاي هندسي شكل،ظروف سفالي مزين به تصاوير پرندگان و حيوانات و انبار هاي آذوقه و كارگاه نيز كشف گرديده است. از اين كشفيات چنين استنباط مي گردد كه در آن هنگام در حوالي تبريز فعلي گروهي از مردم به امر پيشه وري اشتغال داشته اند و صورت گرفتن تقسيم كار زمينه مناسبي براي ايجاد زندگي شهري و شهرها پديد آورده بوده است . به هر روي، قديمي ترين سند داير بر وجود تبريز(تارويي_تارماكيس) كتيبه سارگن دوم متعلق به اواخر سده هشتم ق . م. است. به احتمال قوي شهر در جريان حمله نيروهاي ويرانگر آشور منهدم مي گردد و ديگر، چنان كه گذشت، تا قرن هاي سوم و چهارم بعد از ميلاد، نام ونشاني از آن در ميان نيست، تا آنكه مورخان ارمني از شهري تاورژ نام سخن مي گويد و قرايني داير به وجود شهري در جايگاه تبريز در دوران ساساني به دست مي آيد. مي توان حدس زد كه در جاي و يا جوار شهر ويران شده تارويي_تارماكيس ومجموعه دهكده هايي كه در آن حدود پراكنده بوده اند و در كتيبه سارگن از آنها سخن رفته، ديگر باره شهري جان مي گيرد و روي به آبادي و توسعه مي گذارد. سپس حالا به هر علت، شهر باز راه زوال مي پيمايد. چنان كه در اواخر دوران ساساني و در جريان يورش و فتوحات تازيان و تا نيمه اول قرن دوم هجري نامي از آن نمي رود؛ و وقتي نخستين بار، و اين بار به نام تبريز پديدار مي گردد، ابتدا قلعه اي بيش نيست؛ قلعه اي كه بعد ها تبديل به شهري بزرگ مي گردد. شهري كه در طي عمر دراز دوازده _سيزده سده اخير خود نامي ترين شهر آذر بايجان و غالبا" مركز اين سرزمين و پايتخت چندين سلسله قدرتمند6 بوده است و گاهي نيز در نتيجه پيشامد هاي سوء طبيعي و يا تاريخي گرفتار فترت شده،رونق و جمعيت از دست مي داده و تبديل به نيمه ويرانه اي مي شده است كه ديگر باره ققنوس وارازميان خاكستر ها سرر آورد و رونق و توسعه گيرد.
ماخذ : شهرداري تبريز، برگرفته از كتاب آذربايجان در سير تاريخ ايران ، بخش دوم ص 1009
6_ وضع اجتماعي شهر تبريز
6-1 تعداد مدارس (عادي – دولتي) تبريز به تفكيك ناحيه ، مقطع و جنسيت :
|
|
ابتدايي
|
راهنمايي
|
متوسطه عمومي
|
پيش دانشگاهي
|
|
تبريز
|
پسر
|
دختر
|
مختلط
|
پسر
|
دختر
|
مختلط
|
پسر
|
دختر
|
مختلط
|
پسر
|
دختر
|
مختلط
|
|
ناحيه 1
|
29
|
33
|
9
|
19
|
17
|
3
|
18
|
20
|
0
|
3
|
7
|
0
|
|
ناحيه 2
|
30
|
26
|
7
|
26
|
25
|
0
|
31
|
25
|
0
|
3
|
3
|
0
|
|
ناحيه 3
|
48
|
52
|
6
|
28
|
29
|
4
|
23
|
35
|
0
|
3
|
6
|
0
|
|
ناحيه 4
|
44
|
46
|
6
|
34
|
31
|
0
|
26
|
24
|
0
|
5
|
7
|
0
|
|
ناحيه 5
|
34
|
37
|
16
|
24
|
26
|
2
|
19
|
20
|
0
|
5
|
5
|
0
|
|
جمع
|
185
|
194
|
44
|
131
|
128
|
9
|
117
|
124
|
0
|
19
|
28
|
0
|
ماخذ : سايت اينترنتي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجان شرقي سال 1386
6-2 تعداد مدارس (غير انتفاعي) شهر تبريز به تفكيك مفطع و جنسيت :
|
مقطع
|
ابتدايي
|
راهنمايي
|
متوسطه
|
پيش دانشگاهي
|
|