English
شناسنامة شهر آستارا
4  بهمن  1389

پژوهشگر: دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزاد اسلامي

بخش 1- جايگاه شهرآستارا در تقسيمات كشوري    

نام شهر:     آستارا

كشور: ايران

استان: گيلان

شهرستان: آستارا

بخش: مركزي

نام هاي قديمي: آهسته رو، دهنه كنار

زبان هاي گفتاري: تركي آذري- تالشي- گيلكي  

-  ارتفاع از سطح دريا: 27-

بخش 2- بستر طبيعي:-

موقعيت جغرافيايي-

پژوهشگر: دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزاد اسلامي

شهرستان آستارا يكي از شهرهاي مرزي ايران بوده كه در شمالي ترين نقطع استان گيلان واقع شده است. اين شهرستان از شمال به جمهوري آذربايجان، از جنوب به شهرستان تالش، از غرب به استان اردبيل و از شرق به درياي خزر محدود شده است و آخرين نقطه مرزي ايران و جمهوري آذربايجان مي باشد. رود آستارا كه از كنار راه شوسه آستارا- اردبيل مي گذرد، آستاراي ايران را از آستاراي جمهوري آذربايجان جدا مي سازد. شيب كلي اين شهرستان از جهت غرب به شرق مي باشد. مرز ايران و آذربایجان در طول رودخانه آستارا چاي35 كيلومتر است و جهت حركت آب رودخانه از غرب به شرق مي باشد كه از كوههاي مرز استان هاي گيلان و آذربايجان شرقي بنام گدوك سرچشمه گرفته و به درياي خزر مي ريزد. كمترين فاصله كوه از دريا در منطقه حويق و نزديك به 3 كيلومتر فاصله تا درياست

توپوگرافي-

آستارا درون  مجموعه ي رشته كوههاي غربي تالش (كه خود جزء رشته كوههاي البرز) است قرار دارد اين رشته كوهها شامل: كوههاي تالش، ماسوله، پشته كوهو هزار دره هستند كه بصورت چندين رشته چين خوردگي موازي نامتقارن گيلان را از اردبيل و زنجان جدا مي سازد و شهرستان آستارا در دامنه ي شرقي اين كوهها واقع شده است.. قله هاي مهم اين رشته كوه ، قله بقروداغ 3300 متر و ماسوله داغ 3050 متر است.

نوع فرسايش در نقاط مرتفع يخچالي و در نقاط كم ارتفاع، آبهاي روان است. سواحل اين قسمت همراه با  قلوه سنگ است و  به علت نزديكي كوه با دريا عمق آب يكباره در نزديكي ساحل زياد مي شود. همچنين اگر استان گيلان را به 3 جلگه شرقي- شمال غربي و جلگه مركزي تقسيم كنيم، آستارا در جلگه شمال غربي قرار خواهد گرفت كه به شكل نوار باريكي بين سواحل درياي مازندران و ارتفاعات تالش با وسعت اندكي قرار گرفته است و در مصب رودهايي چون كرگان رود، قلعه خان رود،پسيخان رود و صيقلان رود تشكيل شده است.

آب و هوا:

اين شهرستان شامل دشت و كوهستان است. هواي دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملايم و هواي كوهستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است.

آب و هواي آستارا معتدل و مرطوب و ميزان بارندگي سالانه به طور متوسط 1500 ميلي متر است. رطوبت نسبي در اين منطقه بين 75 تا 85 درصد متغير است.   حداكثر بارندگي ساليانه در ايستگاه آستارا 2/1780 ميلي متر و دامنه تغييرات بارندگي ساليانه ر محدوده مورد نظر بين 2000 ميلي متر در مناطق ساحلي تا 700 ميلي متر در ارتفاعات نوسان دارد.

متوسط درجه حرارت معادل 3/17 درجه سانتي گراد و معدل حداكثر دما 1/26 درجه و معدل حداقل دما 2/6 درجه سانتي گراد بوده است متوسط روزهاي يخبندان در سواحل خزر طي يك دوره 20 ساله، 11 روز در سال برآورد گرديده است. با توجه به موقعيت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا و نزديكي به دره حيران و اقليم كوهستان، آب و هواي مرطوب و معتدل، اندكي خنك تر از مناطق پست جلگه اي ديگر استان مي باشد.

بخش 3- جمعيت شهر

جمعيت:

جمعيت شهر آستارا مطابق سرشماري سال 1385معادل 41062 نفر بوده است.

بخش 4- سابقه تاريخي:

آستارا در يك نگاه:

آستارا شهري كوچك در ساحل غربي درياي خزر بوده و در شمالي ترين نقطه استان گيلان و آخرين نقطه مرزي ايران و جمهوري آذربايجان قرار دارد. اين شهر از شرق به درياي خزر، از شمال به آستاراي جمهوري آذربايجان، از غرب به شهرستان اردبيل و از جنوب به منطقه تالش نشين گرگان محدود است. رود آستارا كه از كنار راه شوسه آستارا- اردبيل ميگذرد، آستاراي ايران را از آستاراي جمهوري آذربايجان جدا مي سازد .در منظقه آستارا علاوه بر زبان تركي آذربايجاني، زبان تالشي نيز رايج است، ولي در اثر مهاجرت هاي زياد از اهميت آن كاسته شده است.

در محل كنوني شهر آستارا در قديم روستايي به نام دهنه كنار وجود داشته كه از زمان قاجار گسترش يافته و تا كنون دگرگون شده است.آنچه در مورد سوابق اين شهر در كتب تاريخي مشهود است اين است كه منطقه آستارا تا زمان صفويه و  پيش از آن از موقعيت خاصي برخوردار نبوده است. از آن زمان به بعد است كه به سبب توسعه تجارت و مقاصد استراتژيك اهميت پيدا كرده و در آن قلاع متعددي ساخته شد.ه است.

مساحت اين شهرستان بالغ بر 330 كيلومتر مربع است و با توجه به نقشه جغرافيايي، اين شهرستان در 48 درجه و 52 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي جغرافيايي و در 38 درجه و 26 دقيقه عرض شمالي جغرافيايي از خط استوار واقع شده است و ارتفاع آن از سطح درياهاي آزاد 22 متر مي باشد و از سطح درياي خزر ارتفاع آن 4 متر     مي باشد.

به موجب قانون تقسيمات كشوري تا سال 1316 شمسي اين شهر بخشي از شهرستان اردبيل بوده و در مهرماه سال 1337 شمسي تابع آذربايجان شرقي شد و از خرداد سال 1339 شمسي به استان گيلان پيوست.. اين شهرستان داراي دو بخش، سه دهستان شامل چلوند، حيران، ويرموني و 84 آبادي است و جمعيت آن رو به افزايش است.      بر اساس سرشماري سال 1355 شمسي،جمعيت شهرستان 35945 نفر بوده و طبق براورد سال 1363 شمسي، به 65000 نفر رسيده و در حال حاضراز 100000 نفرگذشته است.

اين شهر از نظر جغرافيايي بر سر سه راه قرار گرفته است: راه جنوبي آن از كنار دريا خزر به بندر انزلي و راه شمالي آن از كناره همين دريا به آران كه روسها آن را آذربايجان  خوانده اند، كشيده شده است. راه غربي آن كه از گردنه حيران مي گذرد، به اردبيل مي رسد. آستارا از شرق به درياي خزر، از شمال به آستاراي اذربایجان، از غرب به شهرستان اردبيل و از جنوب به منطقه تالش   نشين گرگان رود محدود است

منشا نامگذاري:

درباره منشا و چگونگي پيدايش نام اين شهر دو نظريه متفاوت وجود دارد. نظرية اول  نام آستارا را برگرفته ازتركيبي در زبان تالشي مي داند مطابق اين  نظرية نام اين شهر  برگرفته از واژه آسته رو در زبان تالشي است. درباره وجه تسمية  نام اين شهر گفته شده كه كاروانان و مسافران زماني كه به اين منطقه مردابي ساحلي مي رسيدند ناچار به حركت آهسته تر مي شدند و واژة آسته رو ( آهسته رو) تالشي به مرور تبديل به آستارا شده است. جالب اين كه در محلة عنبران محلة   آستارا .  جالب اين كه مردم هنوز هم به اين شهر اوستورو مي گويند.

اما نظرية دوم اين نام را تشكيل شده از دوبخش "آست" + «آرا» مي داند. «آست» در تركي به معني پايين و فرودست و «آرا» يا «آراليك» به معني سرزمين يا دشت هموار است. مطابق اين نظريه آستارا واژه اي تركي  به معني دشت هموار و كم ارتفاع است و به دشت هموار و كم ارتفاعي بر مي گردد كه شهر آستارا در آن قرار دارد.

از زمان صفويه تا قاجاريه، نام آستارا تنها به منطقه اي ميان انزلي و رود ارس كه بخشي از آن در حال حاضر جزو جمهوري آذربايجان است، اطلاق مي شده است .بررسي متون تاريخي مربوط به استارا نشان مي دهد كه اين شهر در قرن گذشته دهكده كوچكي در آبريز رودخانه آستارا به نام دهنه كنار بوده و اين نكته بيان گر اين است كه آستارا به منطقه اي كوهستاني اطلاق مي شده نه يك ناحيه شهري.

 از مشاهدات خاورشناسان در قرن نوزدهم چنين برمي آيد كه اين روستا داراي مكان هايي بوده كه از طريق آن ها كالاهاي توليدي به خارج از ايران صادر مي شده و  اين مساله نقش مهمي را در گسترش شهر نشيني درمنطقه ايفا كرده است. در محل كنوني آستارا دهي به نام «دهنه كنار» وجود داشته كه از زمان قاجاريه به يعد، به سبب صدور كالا و رفت و آمد تجار توسعه يافت و در اواخر دوره قاجار به اهميت بازرگاني و مسافرتي پيدا كرد، اما به سبب كمي عمق آب، بندرگاهي در آن احداث نشد.با وجود اين شهر آستارا رشد وگسترش نسبي يافت .همين موضوع ،يعني محل رفت وآمد ميان ايران وروسيه و از آن طريق اروپا سبب شد تا تمدن جديد اروپا، زودتر به اين شهرستان راه پيدا كند، به طوري كه هم زمان با تاسيس دارالفنون در تهران، در آستارا نيز مدرسه اي به نام «مدرسه صادقيه» افتتاح شده بود.در سالهاي اخير نيزپس از گسترش روابط ميان دولت هاي ايران و اتحاد جماهير وروي سابق و سپس با جمهوري هاي استقلال يافته آذربايجان و گرجستان، آستارا اهميت بيش تري يافت.

آثار تاريخي:

اكنون قديمي ترين بناي منطقه متعلق به دوره ايلخاني بوده و تعداد ديگر از آثار دوران صفويه و قاجاريه اين بناي كهن را همراهي مي كنند.شايان ذكر است كه بناها و آثار دوران اسلامي منطقه شهرستان آستارا اكثرا شامل قبور قديمي و بقاع و آرامگاه هايي هستند كه در دامنه كوه ها و جنگل ها به صورت متروك و برخي بدون تاريخ و بنا واقع شده اند و از لحاظ فيزيكي وضعيت مناسبي ندارند.

سابقه تاريخي در منابع مكتوب:

به لحاظ تاريخي قديمي ترين مورخي كه از آستارا نام برده است، سيدظهیرالدين مرعشي است. وي در كتاب گلستان و ديلمستان سه بار اين محل را به نام «آستارا» و يك بار به نام"آستاره" آورده است.

يكي ديگر از ماخذقديمي كه در آن از آستارا يادي به ميان آمده، كتاب حدودالعالم (تأليف 372 ق/982 م) است. در اين كتاب، آستارا به شكل استراب ضبط گشته و جزو ناحيه گيلان دانسته شده است.بيشتر مؤلفان بعدي مانند علي بن شمس الدين بن حاجي حسين لاهيجي و عبدالفتاح فومني و ميرخواند، همه نام اين شهر را به صورت آستارا آورده اند.

تنها در صريح الملك (كه درباره موقوفات مزار شيخ صفي الدين اردبيلي است)، اين نام به شكلهاي اصطاراب و استاره ديده مي شود كه دو صورت اول با شكل مذكور در حدود العالم قرابت دارد.

از جهانگردان، كاني از اين شهر نام برده و آن را توصيف كرده اند. شايد وصف" ابت" رساتر از ديگران باشد. وي كه در 1259ق/ 1843م از اين محل مي گذشته، نام اين شهر را دهنه كنار ضبط كرده است. به نوشته او "دهكده دهنه كنار در مصب رودخانه آستارا قراردارد وداراي 50 تا 60 خانوار جمعيت است و دكانهايي دارد كه اجناس آن به خارج ايران حمل مي شود".

آستارا به موجب عهدنامه گلستان كه در 1228 هجري قمري مصادف با 1811 ميلادي ميان دولت ايران و روسيه منعقد شد به دو قسمت تقسيم گرديد. قسمتي از اين شهر كه در شمال رودخانه آستارا است، به دولت روسيه واگذار گرديدو رودخانه آستارا مرز ميان دو كشور شناخته شد.

 

بخش 5- وضع اقتصادي:

سهم استان گيلان در توليد كشور:

استان گيلان با حدود 9/0 درصد مساحت كل ايران، 1/92 درصد چاي 6/37 درصد برنج، 2/76 درصد فندق، 1/85 درصد ابريشم، 60 درصد بادام زميني، 4/21 درصد زيتون، 7/2 درصد مركبات، 4/13 درصد گوشت ماهي خاوياري، 4 درصد گوشت مرغ، 1/5 درصد گوشت قرمز، 4/22 درصد آبزيان پرورشي و 15 درصد خاويار كشور را توليد مي كند.

وضعيت اقتصادي آستارا:

از نظر اقتصادي مي توان گفت آستارا به هيچكدام از شهرستان هاي هم تراز خود شباهتي ندارد. وجود نقطه صفر مرزي با روسيه شوروي در گذشته و جمهوري آذربايجان در حال حاضر و همچنين دارابودن مرز آبي و خاكي با اين كشور از جمله دلايل اين ناهمگوني است .آستارا به سبب واقع شدن در گلوگاه حياتي درياي خزر و همچنين نزديكي به مركز كشور (نسبت به ديگر نقاط مرزي كشور) با فاصله 530 كيلومتر از تهران و 190 كيلومتر از مركز استان گيلان از ويژگي هاي طبيعي منحصر به فردي سود مي برد.كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:

 1-قرار داشتن در نقطة مرزي ايران با جمهوري آذربايجان

 2- همسايگي با 4 كشور تازه استقلال يافته شوروي سابق

3- تنها راه ترانزيتي زميني خليج فارس با كشورهاي آسياي ميانه

 4-اتصال آستارا (ايران) به آستارا (آذربايجان) از طريق راه آهن در آينده نزديك

 5-دسترسي آسان به امكانات خطوط انتقال گاز و برق

 6-طبيعت ملايم و مساعد و گردشگري مناسب

 7-دريايي ملايم با 120 روز آفتابي و با شيب كم

و به همه اينها بايد اضافه كرد كه مرز آستارا، تقريباً تنها مرز امن و دست نخورده و بدون تنش ايران در حداقل 80 سال گذشته است كه خود تأثير بسزايي درامنيت اقتصادي و سياسي اين شهر دارد. قدمت تاريخي و وضعيت فرهنگي مناسب يكي ديگر از مزاياي اين شهر مرزي استبا دست به دست هم دادن اين عوامل ما به شهر مرزي روبرو مي شويم كه علی رغم وسعت كم و دور افتادگي نسبي داراي هميت اقتصادي و استراتژيكي زيادي است .به طوري كه مي توان ادعا كرد، از نظر سطح اقتصادي، پيشرفت هاي شهري ،سطح فرهنگي، سطح گردشگري و سطح سواد عمومي ما با منطقه ي مرزی سرو كار داريم كه اصولاً با عام ترين ويژگي نقاط مرزي (يعني محروميت) بيگانه است.

سطح درآمد عمومي اكثر مردم شهر بالا و يا متوسط بالاست و فقر چندان در حومه شهر به چشم نمي خورد. بيشترين سهم در درآمد مردم شهر را مي توان در وهله اول، بازار كالاهاي وارداتي آن داراست.

بطوري كه بعد از آزاد شدن عبور و مرور مرزي بازاري تأسيس شد كه در ابتدا تنها به عرضه ي كالاهاي مبادله اي مرزنشينان اختصاص داشت ، اما امروزه يكي از فعالترين و پر رونق ترين و معروف ترين بازارهاي مرزي در نوع خود است به طوري كه تقريباً در ايام تعطيل از سراسر كشور مي توان مسافران و خريداراني را در اين شهر مشاهده كرد كهالبته به همراه خود مبادلة فرهنگي را نيز به همراه دارد.

 از ديگر آثار وجود اين بازار، سطح اشتغال زايي بالاي آنست در حال حاضر جمعيت زيادي از شهرها و استان هاي مجاور، بصورت مهاجراني دائمي در اين بخش مشغول فعاليت مي باشند كه به اظهار عموم سطح درآمد مناسبي نيز از اين محل دارند.بطور نسبي اگر 50 درصد فعاليت اقتصاد اهالي را بازار كالاهاي وارداتي آن در نظر بگيريم مي توان بقيه ي فعاليت ها را به شرح زير در نظر گرفت:

فعالند..(  درصد شاغلين در بخش گمركي (كه عمدتاً غير بومي هستند5

 ،5 درصد ديگر در بخش شيلات

 10درصد شاغلين بخش خدمات و تجارت شهري و گردشگري

( درصد در بخش كشاورزي و دامداري (عمدتاً در بخش روستايي 15

 5 درصد شاغلين مشاغل دولتي و آموزشي و بهداشتي

مشغولند. و10 درصد شاغلين نيز  در بخش مسكن

دليل بالا بودن سهم اشتغال در بخش مسكن، حجم گسترده ساخت و ساز در سالهاي اخير بدليل افزايش جمعيت ناشي از مهاجرت ازیک سو و تمايل به سطوح زندگي مرفه تر و تخريب بافت سنتي قديمي بخاطر افزايش سطح درآمد عمومي از سوي ديگر است.بگونه اي كه در حال حاضرفعاليت در بخش مسكن از فعاليت هاي اقتصادي پرسود تلقي مي شود.

گمرك:

تاريخ تاسيس گمرك درآستارا، به صورت دقيقدر دست نيست. ولي مطابق  شواهد تاريخي در سال 1205 هـ.ش وقتي عباس ميرزا مي خواست براي قشون هزينه  كند از فتحعلي شاه درخواست كمك مالي می کند ،شاه در جواب مي گويد از پول عوارض گمركي آستارا فراهم كنيد. و . ژان اوين در كتاب «ايران امروز» به توصيف آستارا پرداخته و مي نويسد «آستارا بندري است در جوار اردبيل. اين شهر گمركي دارد كه از سوي متصديان بلژيكي اداره مي شودامروزه گمرك آستارا به عنوان يك اداره كل در امور واردات و صادرات قطعي، ورود و خروج موقت، تعاوني مرز نشينان، ترانزيت داخلي و خارجي، کارتینگ بين المللي، مبدا و مقصد كارنه تير، كاپوتاز، امور مسافري، مرجوعي، امانت هاي پستي و قضايي به فعاليت مشغول مي باشد.

اين گمرك رتبه اول تجارت چمداني را در ميان مرزهاي زميني شمال كشور با اختصاص بيش از 45 درصد از كل صادرات چمداني كشور به دست آورده است ودر حال حاضر اداره كل گمرك آستارا به عنوان بزرگترين گمرك زميني شمال كشور علاوه بر ارائه خدمات مختلف گمركي ، در زمينه امور مسافري نيز فعاليت مي نمايد. بيشترين حجم صادرات استان نيز از اين گمرك به آذربايجان، روسيه و ديگر كشورها صادر مي گردد. عمده ترين كالاهاي وارداتي اين گمرك، آهن آلات، انواع چوب و تخته، انواع محصولات مصرفي و البسه و لوازم خانگي كشورهاي تركيه- آذربايجان و چين و همچنين عمده كالاهاي صادراتي شامل مواد غذايي، محصولات كشاورزي، انواع ماشين، مواد معدني، مصالح ساختماني و برخي كالاهاي صنعتي و ... مي باشد.

جالب اين كه قدمت ساختمان اصلي گمرك آستارا به حدود 100 سال قبل برمي گردد.

شيلات:

قبل از سال 1251 هـ.ش صيد از لنكران تا انزلي در اجاره ي مير ابراهيم خان تالشی بود تا اينكه ميرمحمد خان آستارايي، صيد گاهي در كوليور انزلي ايجاد نمود و اداره ي آن را بر عهده ي پسرش مير محمد باقر گذاشت .نام برده در انزلي به جوانمردي شهرت داشت.بعد از سال 1251 هـ.ش امتياز درياي خزر از طرف دولت ايران به يكي از اتباع روس واگذار گرديد. در آن موقع آستارا ناحيه يك شيلات و بزرگترين بازار فروش انواع ماهي بود كه به آستارا خان صادر مي شد. در سال 1320ه.ش اين امتياز به انزلي واگذار، تا در بهمن 1331 هـ.ش دوره ي زمامداري دكتر مصدق، شيلات، ملي اعلام شد و پس از احداث مراكز صيدآستارا  دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد.

 اهميت فعاليت هاي شيلاتي صرف نظر از تامين مواد پروتئيني اهالي و استان و ايجاد اشتغال از جهات ديگري از جمله صادرات و ارزآوري و به عنوان عاملي در جهت توسعه عمران مناطق ساحلي و روستايي شهرستان حائز اهميت است.

 

در بخش شيلات در سال 1360، 220 صياد دامگستر بومي به سمت مشاغلي پايدار در اين زمينه مانند صيد صنعتي كيلكا و پره هدايت شدند. در راستاي توسعه اين بخش با شناسايي 17 مزرعه پرورش ماهيان سردابي تا كنون 8 مزرعه پروانه دريافت كرده اند كه سالانه در حدود 70 تن ماهي توليد مي كنند. در 9 مركز آب بندان به مساحت 50 هكتار نيز حدود 60 تن انواع ماهي هاي گرم آبي توليد مي شود.در بخش ماهيان خاوياري نيز سه مركز فعال در آستارا سالانه حدود 200 تن گوشت و 10 تن خاويار خالص توليد و به بازارهاي جهاني عرضه مي كنند. بخش آبزي پروري اداره ي شيلات آستارا نيز پس از چند دهه تعطيلي در نيمه دوم سال 1386 شروع به كار كرده است.

محيط زيست:

آستارا با داشتن 38000 هكتار جنگل و مرتع از سرسبز ترين نقاط كشور محسوب و از دو حوزه آبخيزرودخانه هاي آستارا چاي و لوندويل برخوردار است از طرح هاي مهم اجرا شده در جنگل هاي آستارا هماهنگي براي خروج جنگل نشينان از عرصه هاي جنگلي با ارزيابي و قيمت گذاري عرصه و اعياني و واحدهاي دامي است كه در اين راستا از 1104 خانوار، 13000 راس دام شناسايي و تا كنون 743 خانوار و حدود 000/10 رأس دام از جنگل ها خارج شده اند در بخش محيط زيست مهم ترين اقدام، ايجاد پناهگاه حيات وحش لوندويل به مساحت 149 هكتار با آميزه اي از گونه هاي مختلف جنگلي ، جلگه اي در كناره درياي خزر بوده است.

اين پناهگاه با توجه به وضعيت اقليمي داراي پوشش گياهي رطوبت پسند جلگه و برخوردار از تراكم بسيار مطلوب جانوري است. در اين منطقه هم اكنون به ايجاد محل نگهداري گوزن زرد از گونه هاي بسيار در خطر ايران بارهاسازي 11 رأس گوزن زرد اقدام شده است

بخش 6- وضع اجتماعي:

تاريخچه وضعيت آموزشي شهر آستارا:

به دليل مسافرت بازرگانان، تجار و ساكنين اين شهر به نقاط مختلف روسيه و ديگر ممالك اروپايي، فرهنگ و تمدن جديد اروپا سريعتر به اين شهرستان نفوذ كرده و تقريباً همزمان با تاسيس دارالفنون در تهران، در آستارا نيز مدرسه ي صادقيه- با نام اوليه مباركه- احداث گرديد.

همچنين در سال 1300، نخستين مدرسه ي دخترانه به نام «تربيت بنات» و همچنين قرائت خانه در اين شهر تأسيس شد كه با كمي وقفه در سال 1308، نخستين گروه دانش آموختگان دختر، گواهي نامه ي 6 ساله ابتدايي را اخذ كردندايجاد اين مراكز سبب رشد و ارتقا فرهنگ منطقه شده است.از افراد معروفي كه در مدرسه صادقيه تدريس مي كردند، شاعر معاصر نيما يوشيج است. شهر آستارا در حال حاضر داراي 7 واحد مهدكودك دولتي و خصوصي 9 مدرسه ي دخترانه و پسرانه ي ابتدايي، 5 مدرسه ي دخترانه و پسرانه ي راهنمايي، 10 دبيرستان دخترانه و پسرانه، 4 واحد پيش دانشگاهي دخترانه و پسرانه، دو هنرستان پسرانه و يك هنرستان دخترانه و دو واحد دانشگاه آزاد، يك واحد دانشگاه سماء و1 واحد آموزش عالي غير انتفاعي يك  واحد دانشگاه پيام نور ويك حوزه علميه مي باشد.

 بيش از 80 درصد نيروهاي آموزشي آستارا بالاي 20 سال سابقه كار دارند2500 نفر نيروي آموزشي و پشتيباني در آموزش و پرورش آستارا به آموزش 14500 دانش آموز در آموزشگاه ها اشتغال دارند. كه از اين تعداد 1300 نفر كاركنان آموزشي هستند.

اولين واحد دانشگاه آزاد اسلامي در شهر در سال 67-1366 و در دو رشته ي فرهنگ و معارف اسلامي و كشاورزي با 258 دانشجو شروع به كار كرد و در حال حاضر با 36 رشته و 4131 دانشجو و 12000 فارغ التحصيل به كار خود ادامه مي دهد.

 آستارا با داشتن بيش از8 /98% با سواد داراي بالاترين نرخ باسوادي در ايران است و جزء نخستين شهرهاي باسواد ايران قرار دارد.

وضعيت سلامت و محيط زيست شهر:

وضعيت مراكز درماني بهداشتي:

شهر آستارا داراي دو بيمارستان روبروي هم (يكي شريعتي«1308» و ديگري شهيد بهشتي «1354» با مجموع 135 تخت مصوب و 104 تخت فعال مي باشد اخيراً بخش"سی سی یو" بیمارستان شهید بهشتی با 4 تخت وبخش"آی سی یو" بادو تخت و دو دستگاه مونيتورينگ با به بهره برداري رسيده همچنين عمليات ساختماني يبيمارستان 96 تختخوابي آستارا با همكاري وزارت خانه هاي بهداشت و درمان و مسكن و شهرسازي كه از ابتداي سال 87 آغاز شده بود  اخيراً به پايان رسيده است.

اين بيمارستان  در زميني به مساحت 000/11 متر مربع و زيربناي 6000 متر مربع (كه اهدايي از شوراي اسلامي شهر است) در 5 طبقه احداث شده است.

 همچنين از لحاظ خدمات امدادي خدمات امدادي شهر،داري يك آمبولانس امدادي و دو دستگاه آمبولانس فوريت هاي پزشكي 115 مي باشد.افزون بر اين  به تازگي مركز اورژانس بيمارستان شهيد بهشتي افتتاح شده كه به گفته ي رئيس اين بيمارستان، اين واحد حدود 50 كيلومتر از مسير آستارا تا تالش را زير پوشش درماني دارد و سالانه در حدود 80 تا 100 هزار نفر مراجعه كننده مي پذيرد. اين اورژانس جديد مجهز به دستگاه هاي شوك قلبي ، اتاق عمل مجزاي اعمال جراحي سر پايي است.

آستارا همچنين داراي 20 پزشك عمومي و در مجموع 57 پزشك متخصص است كه اكثر آنها علاوه بر اشتغال در بيمارستانهاي عمومي، در سطح شهر نيز داراي مطلب هستند. شهر همچنين داراي 5 آزمايشگاه و يك آزمايشگاه تشخيص طبي 24 ساعته است و داراي 5 داروخانه ي عمومي، 3 داروخانه ي خصوصي و 1 داروخانه ي 24 ساعته است.

به طور كلي شهر از نظر خدمات درماني، دارويي و واكسيناسيون در سطح مطلوبي به سر مي برد، اما رويه ي معمول آن است كه اهالي شهر براي اكثر بيماريهاي مهم به شهرهاي اردبيل يا رشت مراجعه مي كنند.

وضعيت دفع زباله در شهر:

زباله هاي خانگي معمولآ به صورت نوبتي از سطح شهر جمع آوري مي شوند. شهر در اين سيستم به دو بخش تقسيم و زباله هاي هر بخش ، هر دو روز يكبار جمع آوري مي شوند.اما مشكل عمومي شهر در اين خصوص اين است كه به طور معمول زباله هاي خانگي به همراه زباله هاي بيمارستاني و در يكجا و به روش غير بهداشتي دفع مي شوند با توجه به مجاورت جايگاه هاي دفن زباله با دريا يا رودخانه و بالا بودن ريزش هاي جوي، مقادير قابل توجهي از اين زباله ها و يا شيرابه آن حاوي سموم مختلف به آبهاي سطحي و ساحلي راه يافته و زمينه آلودگي منابع آبي را فراهم مي كند.

بر اساس آمار ميزان توليد زباله در بخش شهري روزانه 60 تن و در بخش روستايي در روز حدودا 10 تن مي باشد كه اين در حاليست كه ميزان جمعيت روستايي(34505نفر)با جمعيت شهري(34446 نفر) برابر است.

 اين ميزان زباله توسظ مجموعاْ 35 نفر رفتگر و 5 دستگاه نيسان و 4 دستگاه خودرو كمپرسي از درب منازل جمع آوري و مستقيماْ به محل دفن زباله انتقال ميابد.  ساعت جمع آوري زباله از 6 صبح شروع مي شود. در مورد زباله هاي بيمارستان، زباله هاي عفوني دو بيمارستان عمومي شهر توسط دستگاه زباله سوزي در محوطه بيمارستان سوزانده مي شود.اما زباله هاي عفوني كلينيك ها، درمانگاه ها و ... به محل دفن زباله انتقال مي گردد. مكان دفن زباله در 6 كيلومتري شهر آستارا و درمنطقه داداش آباد و در داخل محدوده پناهگاه حيات وحش لوندويل قرار دارد و از حدود 18 سال پيش كليه زباله های  شهر در اين مكان و بدون دفن اصولي و بهداشتي رها مي شود.

اين كار بدون مجوز سازمان محيط زيست انجام مي شودو  ايجاد بوي بد ناشي از گازهاي متصاعد شده، انتقال شيرابه هاي زباله به آبهاي زميني و زير زميني، تجمع حيوانات ولگرد و حشرات موذي و خدشه دار كردن ظواهر زيباي طبيعي اطز جمله مشكلات ايجاد شده توسط اين امر است.

وضعيت تاْمين اجتماعي در شهر:

آستارا در حدود 9000 نفر مستمري بگير اصلي تاْمين اجتماعي دارد كه اين تعداد شامل مستمري بگير بازنشسته، بازمانده، از كار افتاده و مقرري بگير بيمه بيكاري هستند.

در حال حاضر شعبه تاْمين اجتماعي شعبه تاْمين اجتماعي آستارا داراي 9000 بيمه شده اصلي و 28000 بيمه شده اصلي و تبعه است كه از مزاياي اين نهاد در دو بخش درماني و بيمه اي خدمات مي گيرند. تاْمين اجتماعي در آستارا در سال 1395 با 3 كارمند و زير نظر وزارت بهداري آن زمان 670 كارگاه را زير پوشش داشت( در حدود 1260 نفر) در حال حاضر، با رشد 18 درصدي بيمه شدگان در سال، 3599 كارگاه زير پوشش خدمات تاْمين اجتماعي آستارا هستند كه در حدود 9000 نفر را شامل مي شود.

بخش 7- وضع فرهنگی  :

خرده فرهنگ ها:

اقوام عمده ساكن در شهرستان آستاراعبارتند از: 1-تالش 2- گيل يا گيلك 3- خلج 4- آذري ها

تالش:

مردم تالش را مي توان به دو بخش تقسيم كرد

 مردم يكجا نشين كه در روستا ها و شهرها زندگي مي كنند و پيشه شان كشاورزي است و به آنها تالش مي گويند. 

 ساكنان مناطق كوهستاني و مرتفع كه پيشه آنها دامداري است و اصطلاحاْ گالش ناميده مي شوند

گيلك:

گيل يا گيلك، نام قومي ساكن كرانه هاي جنوب و جنوب غربي درياي خزر است كه در استان هاي گيلان و غرب مازندران پراكنده اند.. گيلكان در قديم بر مبناي شيوه توليد به سه دسته تقسيم مي شدند:

 1- ساكنان جلگه كه كارشان كشاورزي آبي بود و بيشتر به كشت برنج و چاي و باغداري مي پرداختندو گيله مرد يا گيل ناميده مي شدند

 ساكنان ارتفاعات گيلان كه به كشاورزي ديم، گندم و جو مشغول بودند و كلايي ناميده مي شدند-2

 دسته سوم كه دامدار و كوچ نشين بودند گالش ناميده مي شدند -3

پيش از آمدن آرياييان به منطقه كه ميان 1000 تا 1500 پ.م روي داده، اجداد گيلكها در كرانه درياي كاسپين ساكن بوده اند كه با نام كادوسي ها، آماردها و كاسپي ها ناميده مي شدند.

: خلج ها

خلج ها طايفه اي بودند از صحرا نشينان و تركان و به احتمال زياد در اصل مردمي آريايي ن‍ژاد و گروهي از سكاها بوده اند كه در آسياي ميانه ترك زبان شده اند. اين قوم در حال حاضر در روستاي سيبلي از توابع شهرستان آستارا و در مكاني به نام (خلج محله) ساكن اند.

: آذري ها

مردم آذربايجان قومي هستند كه بيشتر در آدربايجان ايران و جمهوري آذربايجان زندگي مي كنند. معمولاْ مسلمان و شيعه هستند البته شايان ذكر است كه در آستارا معمولاْ اين اقوام را به صورت جدا و بدون اختلاط با ديگر اقوام خيلي محدود مي توان مشاهده كرد. در حال حاضر نسبت قومي شهر بيشتر به آذري ها و فارس ها اختصاص دارد. زبان محاوره رايج تركي و فارسي به يك ميزان است. در سالهاي اخير با گسترش مهاجرت هاي اقتصادي و شغلي جمعيت فارسي زبانان گسترش قابل ملاحظه اي داشته است.

اماكن تاريخي و جاهاي ديدنی:

مي توان گفت كه همه جاي آستارا ديدني است. مخصوصاْ همنشيني دريا، كوهستان جنگل و دره هاي عميق زيبايي خاصي به اين منطقه بخشيده . از اماكن تاريخي شهرستان آستارا مي توان به بقعه شيخ تاج الدين محمود خيوي در لمير محله( ما بين عنبران محله و ويرموني)، قلعه شيندان(  صخره ای بزرگ واقع در خاك جمهوري آذربايجان، بالاي روستاي ونه بين و مشرف به تونل اردبيل آستارا)، قبرستان قديمي ونبين( كه در بالاي دهكده ي توريستي حيران بر سر راه فرعي نمين واقع است)، قبرستان قديمي دهكده گنج كشي( از آبادي هاي نزديك حيران)، بقعه پير قطب الدين صفوي ( نزديك دهكده باغچه سرا)، بقعه سيد ابراهيم و سيد قاسم (كه گفته مي شود پسران امام موسي كاظم مي باشد) در دهكده كان رود اشاره كرد.

از محلهاي طبيعي  ديدني آن مي توان از آبشار كوته كومه كه به فاصله 2 ساعت پياده روي از روستاي كوته كومه در شهرك لونديل آستارا واقع شده است، گردنه حيران، روستاي مياكومي، آب گرم علي داشي و آب گرم كوته كومه، مرداب بين المللي استيل و ساحل دريايي خزر نام برد.

مسيرهاي كوهنوردي متعددي وجود دارد كه سالانه مخصوصاْ در بهار، تابستان و پاييز توسط كوهنوردان طي مي شود. از مسيرهاي مشهور مي توان به كوته كومه، آبشار لاتون، كه به فاصله 5/3 ساعت پياده روي از روستاي كوته كومه در شهرك لوندويل آستارا واقع شده ، كوه آسبيناس، ميشه سويي و غيره اشاره كرد.

درياي خزر:

يكي از جاذبه هاي توريستي آستارا ساحلي است كه درياي خزر بر كنار اين شهر ايجاد كرده است. سالانه شاهد مسافراني هستيم كه براي استفاده از دريا، قدم زني و شنا گليم خود را بر روي شن و ماسه هاي ساحل آن پهن مي كنند.

درياي خزر يا درياي مازندران از شمال به روسيه، از جنوب به ايران، از غرب به جمهوري آدربايجان و از شرق به جمهوري هاي تركمنستان و قزاقستان محدود مي شود. از منابع مهم اين دريا خاويار را مي توان نام برد،که قابل ذکر است که ماهیان خاویاری دریای خزر در دنیا بی رقیب و منحصر به فرد است و البته قسمت اعظم این خاویار به خارج صادر شده و مردم ایران سهمی از این نعمت خدادادی ندارند . اين درياچه را به علت گسترده بودنش دريا مي خوانند زيرا بزرگ ترين درياچه جهان است. به دلايل مختلف تا به اكنون نام هاي متفاوتي در زبان هاي مختلف به روي اين دريا گذارده شده است.

زبان رايج:

زبان رايج آستارا تركي آذري است كه البته علاوه بر تركي آذري زبان تالشي نيز در آستارا به كار مي رود ولي به علت مهاجرت زياد كمتر به گوش مي خورد زبان تركي آدربايجاني زبان رسمي جمهوري آذربايجان و زبان بومي اهالي دراستانهاي آذربايجان شرقي و غربي واردبيل و زبان اهالي ترك زبان ساير مناطق ايران است. تركي آدربايجاني به عنوان زبان بومي همچنين در نواحي شرقي تركيه و جنوب گرجستان و داغستان رايج است.

زبان تالشي از زبان هاي ايراني شمال غربي  هم ريشه با زبان هاي كرانه خزر همچون گيلكي و مازندراني است؛ ولي با آنها تفاوتي آشكار دارد. زبان تالشي در اثرهم جواري با زبان تركي و گيلكي از آنها- به ويژه تركي- به شدت تاْثير پذيرفته ضمن اينكه توانسته بر روي زبان تركي اثر بگذارد، بر زبان گيلكي تاْثير گذار بوده است. در ميان تالشان گوناگوني زباني- به نسبت تاْثير پذيري از ديگر زبانها- به شدت وجود دارد. در تالش شمالی مشخصاْ 5 گويش آستارايي، لنكراني، ماسالي و لريكي عنبراني ديده مي شود. در تالش جنوبي، مناطق پيرامون آستارا تا ماسال يك گويش تالشي آميخته با تركي رواج دارد و در مناطق ماسال تا روستاهاي پيرامون صومعه سرا، فومن، ماسوله و شفت با زبان تالشي اصيل تري تكلم مي شود كه كمترين تاْثير را پذيرفته و نايكساني اندك آن به گونه هاي آوايي محدود مي شود.

 اما تالشان باشندة كوه هاي ديلمان و لاهيجان تفاوت گويشي فراواني با ديگر تالشان دارند. تنها زبان موجود ميان تالشان كه هم ريشه با زبان هاي شمال غربي نيست و به محدوده زبان تالشي رخنه كرده و به شدت به تنوع آن موجب شده زبان تركي است. اين مساْله در تالش شمالي و در آستاراي ايران به شدت مشاهده مي شود.

مشاهير:

نويسندگان:

· اشرف حريري زاده ي 1304

· دكتر حسين فريور زاده ي 1298

· اسداله عبدالهبان زاده ي 1303

· سيد مير فتاح پاك نژاد زاده ي 1322

· مقصود عبدالهي زاده ي 1317

· حجت السلام دكتر رضا برنجكار زاده ي 13446

· دكتر بهزاد بهزادي زاده ي 1306

· شاعران:

· ميرزا محمد رحيم طابر آستارايي (ضاء)

· مرجوم استاد منصور نبي محمدي

· اكبر اكسير

· يوسف كلانتري

· اورنگ ضيا

· صفا شفيفي

· دكتر احسان شفيقي

· هوشنگ مجرب

· سيمين شكور نقاش

· رستم شهرام پور

· آرش نصرت الهي

هنرمندان:

· بهنام سيف اللهي زاده ي 1316- پيكر تراش، معمار و طراح دكوراسيون موزه ها

· مقصود عبداللهي زاده ي 1317- نقاش، نويسنده

· هوشنگ نوروزي زاده ي 1319- خوشنويس

· رسول آهني زاده ي 1327- شاعر، نقاش و فعال سياسي با گرايشات اسلامي در دوران حكومت پهلوي

· دكتر ناصر وثوقي زاده ي 1320- پيكرتلاش، نقاش

· كي خسرو فيروزي زاده ي 1321- نقاش

· بهمن شريفي زاده ي 1338- مجسمه ساز

· جهانبخش محمدپور زاده ي 345- معرق كار چوب

· ترانه ي هاشم نيا زاده ي 1345- نقاش، تصويرساز، كاريكاتوريست

· فرزين حريري زاده ي 1348- خوشنويس، طراح، گرافيست

· رامين باغچه سرايي زاده ي 1351- گرافيست

· رامين بيري زاده ي 1352- خوشنويس تذهيب، مينياتور

· فرشاد روحي زاده ي 1353- نقاش

· مرحوم فرهاد احدي مقدم زاده ي 1330- نوازنده تار آذري و گارمون و آهنگ ساز

· مهدي سيروس زاده ي 1360- نوازندگان گارمون، دف و كمانچه ي ايراني

· سعيد كرامت زاده ي 1345- نقاش، خطاط و طراح

منابع

1- كتاب ها

كتاب تاريخ جامع آستارا و حكام غين، نعمت الهي، بهروز-

-كتاب جامع آستارا و حكام نمین

   كتاب جغرافياي طبيعي استان گيلان-

2- سايت ها

- سايت ويكيپديا

سايت كشاورزي استان گيلان -

 سايت گمركات استان گيلان-

- سايت گمرك آستارا

3- سازمان ها   

-  شهرداري شهرستان آستا را

اداره شيلات شهرستان آستارا  -

خبرگزاري فارس -

سازمان جهاد كشاورزي آستارا -

4-  اشخاص

- رئيس بيمارستان شهيد بهشتي، آقاي سيد حسين احمدي

رييس اداره تاْمين اجتماعي آستارا، آقاي مير قوام موسوي -

- اهالي شهر

و مشاهدات خود نگارنده


 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.