English
خلاصة مفاهيم اصلي توسعة شهري پايدار
12  اسفند  1387

علي آسماني

1-2 -  انواع پایداری:

انواع چهارگانه پایداری عبارتند از: انسانی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی. این انواع بسیار با هم متفاوتند و علی‌رغم تداخل‌ها با هم در یک مفهوم جمع نمی‌شوند. در واقع مشکل از اینجا آغاز شده است که وقتی نظام اقتصادی انسانی کوچک بود ظرفیتهای باز تولید و انطباق محیط زیست نامحدود فرض می‌شد. اما امروزه با کمال تاسف متوجه شده‌ایم که منابع و ذخایر زیست محیطی محدودند. البته این ظرفیتها بسیار بزرگ بودند اما مصرف بسیار زیاد اقتصاد انسانی از آنها پیشی‌گرفته است و ذخایر محدود شده‌اند. اقتصاددانان که با منابع کمیاب سروکار دارند نتوانسته اند کمیاب بودن منابع زیست محیطی را درک کنند و وارد ارزیابی‌های خود کنند. قاعده کلی پایداری این است خروجی فعالیتهای ما باید در محدوده توانایی محیط زیست محلی برای جذب مواد زائد بوده و باعث تخریب غیرقابل قبول ظرفیت جذب مواد زائد در آینده نشود.

مرور ي بر مفاهيم مهم جامعه شناسي شهري
3  اسفند  1387

 علي آسماني

1-      مفاهيم اساسي در توسعة پايدار شهري:

1-1 پايداري، توسعه پايدار و توسعة پايدار شهري

پايداري-------- به طور كلي يعني قابليت يك حالت يا فرايند معين براي بقاي نامحدود

پايداري اجتماعات انساني --------  توانايي اجتماع در برآوردن نيازهاي كنوني‌اش بدون  از ميان بردن توانايي نسلهاي آينده براي برآوردن نيازهاي خود.

استفاده پايدار از منابع محدود زمين مهمترين موضوع براي توسعه حال و آينده انسانهاست

 

البته پايداري(sustainability ) مفهومي است مبهم و پرتناقض كه به صور مختلف و در مورد سطوح مختلف حيات زيستي، سازمان اجتماعي و حتي رشته‌هاي فعاليتهاي انساني به كار برده شده است.

سازمان زيستي مثل:

                      آبريزها يا جنگل‌ها

سازمان انساني مثل:

                      روستا بوم‌ها، شهر بوم ها، شهرهاي پايدار

رشته‌هاي فعاليتهايي انساني مثل:

                      كشاورزي پايدار، معماري پايدار

 

اين مفهوم ريشه در اكولوژي دارد كه به توانايي اكوسيستم‌ها در حفظ فرايندها و كاركردهاي خود و حفظ تنوع زيستي و توليد مثل و بقا مي پردازد. اما مفهوم پايداري كه امروزه به كار ميرود بقاي كل زمين را هدف قرار ميدهد.

البته با توجه به رفاه انسان . پايداري ، اين گونه كه در متون از آن بحث شده است مي تواند انديشه، ويژگي موجودات زنده، روش توليد و شيوه زندگي باشد.

از شهر قرون وسطايي به شهر دوره رنسانس
22  دی  1387

فرشتة خوش قلب

 1- مركانتاليسم و تراكم

 در دوره‌ي قرون وسطاي متاخر تعداد شهرها افزايش يافت. اما از نظر جمعيت شهرها همچنان كوچك بودند. عمده‌ي شهرها فقط چند صد نفر جمعيت داشتند و شهرهاي بزرگتر بندرت جمعيتي بيش از پنجاه هزار نفر را در خود جاي مي دادند. اندازه‌ي شهر به خاطر وجود استحكامات (حصار و باروي شهر) محدود مي ماند، تأمين آب و بهداشت عمومي نيز از موانع ديگر بزرگ شدن شهرها بود. طول شهرها معمولاً از 5/1 كيلومتر بيشتر نبود. آب آشاميدني فقط در چشمة اصلي شهر يافت مي شد. سيستم دفع فاضلاب موجود نبود و فاضلاب در كوچه ها جاري مي شد.ارتباط ميان شهرها بسيار كند بود، حمل و نقل بسيار خسته كننده و دشوار بود و در عين حال نياز به مساعدت به هنگام سختي به شدت به چشم مي خورد. به همين جهت شهرها را به نحوي مي ساختند كه فاصلة ميان آن ها بيش از يك روز پياده روي نباشد.

شهرهاي اروپاي غربي در دورة سلطنت مطلقه: شهرهـاي باروك و نوكلاسيك
7  دی  1387

فرشتة خوش قلب

قرون هفدهم و هجدهم در تاريخ اروپا دوران سلطنت مطلقه، استقرار حكومت هاي ملي، و ناسيوناليسم است. در اين دوران زيبا سازي دورة رنسانس به نوعي شهرسازي عظمت طلبانه مي انجامد كه مبتني بر تأكيد بر قدرت مستبد پادشاهان و اختلاف طبقاتي وسيع است. در نيمة دوم قرن هجدهم با وقوع انقلاب در فرانسه و جنگ هاي پس از آن دوران جديدي در اروپا آغاز مي شود. اواخر قرن هجدهم همچنان آغاز انقلاب صنعتي است. جيمز وات در 1765 موتور بخار را اختراع مي كند؛ اما انقلاب صنعتي در قرن نوزدهم به بار مي نشيند و بازتاب آن در شهرنشيني پيدايش شهر صنعتي است كه در قرن نوزدهم پديدار مي شود.

پادشاهي و عظمت طلبي

 

ويژگي عظمت طلبانه دوران كلاسيك رم دوباره به شهرهاي اروپايي باز مي گردد. هر شكلي خط مركزي خود را دارد و هر فضايي داراي محوري است. منش شهر سازي قرون وسطايي رخت برمي بندد و الگوي متقارن و منظم كلاسيك مجدداً پديدار مي شود.محور و خط مركزي نماد تمركز هر چه بيشتر قدرت است. اميران فرانسه خود را پادشاه مي نامند. 

شهرهاي اروپاي غربي بعد از قرون وسطي تا شهر صنعتي
13  مهر  1387

فرشتة خوش قلب

تا پايان قرن چهاردهم را مورخان جزو قرون وسطا يا سده هاي ميانه به شمار مي آورند . و از قرن پانزدهم تا قرن نوزدهم كه دوران ظهور و پيدايش شهر صنعتي است را اين چنين دوره بندي مي كنند:

قرن پانزدهم و شانزدهم : دوران رنسانس شامل رنسانس نخستين ( قرن پانزدهم )

رنسانس پسين ( قرن شانزدهم )

قرون هفدهم و هجدهم : دوران پادشاهي مطلقه و تقليد از دوره كلاسيك

قرن هفدهم و نيمه اول قرن هجدهم : دوره باروك

نيمه دوم قرن هجدهم : روكوكو و نو كلاسيك

ما براي اين دو قرن مسامحتاً اصطلاح شهر نو كلاسيك را به كار برده ايم . بنابر اين در اين چهار قرن از تاريخ اروپا مي توان دو گونة شهر را از هم تميز داد:يكم شهر رنسانسي (شهر زيبا)  كه در قرون 14 و 15 در ايتاليا  پديدار شد و بتدريج تا دوقرن بعد با تفاوتهايي مظاهرش به ساير نقاط اروپا رسيد.و دوم شهر نو كلاسيك ( شهر عظمت نما )Neo- classic كه در قرون 17 و 18 ميلادي در اروپاي غربي ظهور كرد كه دوران رشد ناسيوناليسم ، سلطنت مطلقه، استبداد و امپراطوري است‌‌ با رشد اشرافيت، اختلاف طبقاتي و جنگ  ميان حكومتهاي ملي نوظهور شناخته مي شود.



آرشیو کامل نظریه و تاریخ شهر


 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.