English
نوروزِ خانواده، نوروزِ شهر
6  فروردین  1388

از بس كه چشم مست در اين شهر ديده ام

حقا كه مي نمي خورم اكنون و سر خوشم

شهري است پركرشمه وخوبان زشش جهت

چيزيم نيست ور نه خريدار هر  ششم

(حافظ اهل شيراز)

علي آسماني

    آيا كسي هست كه ترديد داشته باشد كه نوروز زيباترين جشن آغاز سال نو در سرتا سر جهان است؟ آيا كسي هست كه نوروز را دوست نداشته باشد؟ ايا كسي هست كه خود را ايراني بداند و نسبت به نوروز بي تفاوت باشد؟ در پاسخ بايد بگويم آري هست. البته به تعداد انگشتان دست.حتي تك وتوكي شهروندان ايراني را مي شناسيم كه با نوروز دشمني مي كنند و البته در ميان همسايگان متعصب و حسود هم دشمن نوروز داريم..همة چيزهاي خوب بالاخره دشمناني هم دارند اين عجيب نيست هرچند بدسليقگي اين مخالفان را مي رساند . اما از اين گروههاي بسيار كوچك وبي اهميت كه بگذريم قرنهاست كه ايراني (به معني عضو سرزمين فرهنگي ايران كه همواره از مرزهاي سياسي حكومتهاي ايران فراتر بوده است) نوروز را دوست داشته ، به آن دل بسته، از هرگزندي حفظش كرده و به آيندگانش سپرده است. و جالب اينكه در طول زمان در معنا وكاركرد اين جشن تغييراتي داده و آنرا با باورها و شرايط روزگار سازگارش كرده تا اين جشن زيباي ملي از لحاظ اجتماعي هرچه معنادار تر وكارساز تر باشد وبه زندگاني ما ايرانيان معنا وروشني دهد.

چرا ارزيابي اجتماعي پروژه هاي شهري لازم است؟
22  دی  1387

پرويز اجلالي

 دانشمندان و حرفه منداني كه شهر را مطالعه مي كنند هركدام طبيعتاً بيشتر از زاوية ديد رشتة خود به شهر نگاه ميكنند . در ايران تاكنون چنين رسم بوده است كه  مطالعة مسائل شهري را به گروهي بسپارند كه در ايران به آنها مهندس اطلاق مي شود .هرچند اطلاق اين عنوان به ايشان در جهان رايج نيست . اين گروه عبارتند از معماران و شهر سازان . آز آنجا كه در ايران  رشتة معماري قديمي تر و استخواندارتر از شهر سازي بود ، در ابتذا معماران به مطالعه و طراحي شهري مي پرداختند. بعد كه رشتة شهر سازي راه افتاد .شهر سازان كوشيدند كه از معماري مستقل شوند و كار مطالعات شهري را در دست بگيرند. مي توان گفت ايشان تا حدود زيادي موفق شدند.

تحلیلی بر افزایش مشارکت درسومین دوره انتخابات شورایاری های محلات شهر تهران
4  آذر  1387

حسين ايماني جاجرمي

     سومین دوره انتخابات شورایاری های محلات شهر تهران در هفته های پایانی شهریورماه برگزار شد. آنچه این دوره را از انتخابات پیشین متمایز می کند، کثرت داوطلبان عضویت و مشارکت بیشتر شهروندان درانتخابات است. در این دوره حدود 500 هزار نفر در انتخابات شرکت کردند و رای خود را برای انتخاب نماینده خود در شورایاری محله شان به صندوق انداختند در حالی که در دوره پیشین مشارکت در حدود 330 هزار نفر بود. دوره اول انتخابات شورایاری ها نیز بیشتر حالت پایلوت و آزمایش را داشت و در سطح برخی از محلات برگزار شد و برخلاف دومین و سومین دوره انتخابات در تمامی محلات نبود. پرسش این جاست با وجود آن که شورایاری ها از قدرت اجرایی و قانونی چندانی برخوردار نیستند و میزان تاثیر گذاری آنها بر مدیریت شهری به عنوان سطح محلی قدرت سیاسی، اندک است، چه عواملی سبب استقبال از آنها در سومین دوره فعالیتشان شده است؟ چند توضیح را می توان در پاسخ به پرسش مذکور ذکر کرد:

در جستجوی یک نظریة ایرانی مشارکت
19  آبان  1387

پرویز اجلالی

به نظر می رسد میزان آمادگی، چابکی و حساسیت های اجتماع های محلی برای مشارکت در ادارة امور خود ارتباط روشن و وثیقی با سابقة تاریخی سرزمین و نقش و ساختار دولت در آن منطقه داشته باشد. بدین معنا که در مناطقی که در آن در طول تاریخ اغلب قدرت دولتی مقتدر و متمرکزی حاکم بوده است ، نوعی انتظار و چشم به راه بودن برای اقدام از بالا و همراه با آن نوعی ضعف و بی ارادگی در سازمان یافتن ومشارکت کردن از پایین مشاهده می شود .

کمیسیون اسکان بشر در ایران: فقر شهری در ایران و آسیا اعظم خاتم
18  اسفند  1386

اجلاس منطقه‌ای وزرای مسکن کشورهای آسیا-اقیانوسیه هبیتات دراردیبهشت 1387در تهران برگزار خواهد شد. این اجلاس که پیش از این در دسامبر 2006 در دهلی نو و تحت عنوان بررسی چالش های مسکن و شهرنشینی در آسیا و اقیانوسیه برگزار شده بود، در تهران بررسی اسکان غیررسمی ، نوسازی محلات فقیرو بافت های فرسوده شهری و نظام های مالی تامین مسکن کم‌درآمد ها را دردستورکارخود  قرار داده است. اهمیت برگزاری این اجلاس در ایران، صرفنظر از ابعاد سیاسی ملی و بین‌المللی آن ، امکان مقایسه وبازبینی سیاست های کلان موثر بر فقر شهری و تجارب دهه اخیر ایران در زمینه  سیاستگذاریهای بخش مسکن  بویژه مسکن کم درآمدها و پیشگیری وساماندهی اسکان غیررسمی در پرتو تجارب دیگر کشور های منطقه است.

در این اجلاس همچنین بازسازی مراکز تاریخی و محلات قدیمی در پروژه های نوسازی بافت فرسوده نیز مورد توجه قرار خواهد گرفت. از آنجا که کشور های شرکت کننده در این اجلاس از جمله هند ، میزبان و رئیس کنفرانس افتتاحیه دو سال قبل، تجارب گسترده‌ای در مواجهه با فقر شهری دارندو مراکز تحقیقی و نظریه پردازان آنها ، امروزه در حوزه های مرتبط از جایگاه مهمی در جهان برخوردارند، پیش بینی می‌شود فضای تبادل تجارب با این کشورها برای محققان و سیاستگذاران این حوزه در کشور مفید باشد. با توجه به اهمیت این رویداد، در ماههای آینده می‌کوشیم با بهره گیری از فرصت پیش آمده، مسئله مسکن کم درآمدها واسکان غیررسمی در ایران وعوامل شکل دهنده به سیاست های شهری در این زمینه را مورد بررسی قرار دهیم و اسناد بین المللی و تجارب سایر کشورها را در این ارتباط پی بگیریم‌. در این بررسی با نگاهی به شهرنشینی ایران ، عوامل ساختاری موثر بر توسعه بازار غیررسمی زمین و مسکن مورد توجه قرار می گیرد.

حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی در ایران

در میان کشور های آسیا و اقیانوسیه، ایران در زمره کشور هائی است که از دوران شهرنشینی شتابان عبور کرده است. در دهه های پنجاه تا هشتاد میلادی ، ایران شاهد یکی از بالاترین رشد های جمعیت شهری در طول تاریخ طولانی شهرنشینی خود بوده است که در نتیجه مهاجرت های روستائی و بالا بودن رشد طبیعی جمعیت شهری به وقوع پیوست . از دهه هشتاد به اینسو با کاهش موالید و روند کاهنده مازاد جمعیت روستائی ، میزان رشد جمعیت کشور و رشد شهرها تعدیل شده به گونه‌ای که رشد شهری دردهه گذشته به 2.7 و رشد کلی جمعیت کشور به 1.6 درصد در سال بالغ شده و امروز حدود 70 درصد جمعیت کشور در شهر ها سکونت دارند.

درباره تمركززدايي از اداره امور در ايران امروز
11  آبان  1386
پرويز اجلالي
در اين يادداشت خواهم كوشيد برخي ابهامات و پرسش‌هايي را كه به هنگام بحث در باب تمركززدايي در ايران به اذهان خطور مي‌كند، مطرح كرده و تا حد امكان براي تك‌تك آن‌ها پاسخ‌هايي ارايه كنم. خاستگاه پرسش‌ها، مشاهدات من از بحث ‌هايي است كه معمولاً ميان سياستمداران، روشن‌فكران و حتي مردم معمولي درمی گيرد ومنشأ پاسخ‌ها مباني علمي و حقوقي،   وتجارب جهاني تمركززدايي وهمچنين شناختي است كه از ويژگي‌هاي ملي اين سرزمين كهن كه ما وارثان آن هستيم و مي‌بايست به آيندگانش بسپاريم، در ذهن دارم. اين نكات را بدون ترتيب خاصي در ذيل مي‌آورم:
 1- بهتر است در آغاز ميان تمركز يا عدم‌تمركز در ادارة امور (Governance) كه در واقع مراد از آن تمركز يا عدم تمركز در تصميم‌گيري و اختيارات در زمينة مديريت و برنامه‌ريزي كشور است و ساير كاربردهاي اين واژه[1] فرق بگذاريم. در هر صورت، آن‌چه در اين يادداشت مورد نظر است، تمركززدايي از اداره امور (حكومت يا مديريت كشور) است.
حال با توجه به تعريف فوق، متخصصان برنامه‌ريزي ومديريت منطقه‌اي معتقدند كه تمركززدايي از اداره امور، يك فرآيند يكپارچه و تجربه ناپذير است و نمي‌توان آن‌را به انواع اداري، مالي و سياسي تجزيه كرد؛ چرا كه هيچكدام از اين انواع فرضي بدون ديگري امكان تحقق نخواهند داشت. بنابراين نظر غالب در ميان برنامه‌ريزان منطقه‌اي، همان نظري است كه برنامه‌ريز منطقه‌اي معروف روندينلي(Rondinelli)و همكار او چيما(Chima) در مقاله خود براي بانك جهاني ابتدا در 1981 و سپس در 1983 مطرح كردند. اين نظر هنوز هم مورد وفاق است كه تمركززدايي در اداره امور، انواع ندارد؛ اما سه بعد دارد: سياسي، اداري و مالي. فرق اين که تمرکز زدايی سه نوع داشته باشد و يا سه بعددر اين است که اگر به انواع مختلف تمرکز زدايی قائل باشيم معنايش اين است که مثلأ امکان دارد که ساختارسیاسی کشوری کاملأ غير متمرکز شده باشد(يعنی در آن کشوراختيارات تصميم گيری به ميزان زياد به مقامات سطوح پايين تر از ملی واگذار شده باشد)در حالی که ساختار اداری کاملأ متمرکزباقی مانده باشد(يعنی مقررات وراهکارهای اداری به نحوی باشد که ايجاب کند دستورات از مرکز صادر شود). و يا آين که با وجود ساختار اداری وسیاسی غیر متمرکز هيچ مقام منطقه ای يا محلی در آمد و محل هزينة مشخصی نداشته باشد، یعنی ساختار مالی کاملآ متمرکز باقی مانده باشد ، واضح است که انتقال اختيار تصميم‌گيري، بدون تعيين منابع مالي وبودجه معين ومقررات لازم برای انجام وظايف معين در سطوح پايين تر از ملی و يا برعکس تدوين مقررات ويا تعيين منابع مالی بدون تفويض اختيارات تصميم گيری به تمرکز زدايی نمی انجامد. و تمرکز زدايی از ادارة امور يا حکومت فقط در صورتی ممکن است که در هر سه بعد سياسی ،مالی و اداری انجام شود .و تمرکز زدايی در يکی از ابعاد عملأ بی معنا است. افزون براين ، تا وقتی فرايند فوق تبديل به قانون نشده باشد واز سطح ملي و براي كل كشور و همه بخش‌ها و مطابق يك نقشه از پيش‌ طراحي شده و مورد وفاق قرار گرفته اجرا نشود، ثمرات آن به طور ملموس احساس نخواهد شد. هرچند در عمل ممکن است ما مدتها با وضعيت های بينا بينی روبرو باشيم و بعضی جاها تمرکز داشته باشيم و بعضی جاها عدم تمرکز. اما تجربة جهانی نشان داده است که فرايند تمرکززداطی فقط موقعی موفق بوده است که دولت مرکزی جدأ خواهان تحقق ان بوده واجتماعات منطقه ای و محلی هم انگيزه برای مشارکت در امور داشته اند . پس تمرکز زدايی وقتی واقعأ تحقق پيدا خواهد کرد، که در صحنة سياسی و همين طور در جامعة مدنی ووجدان عمومی باور به ضرورت آن تا حدود زيادی فراهم شده باشد و بويژه بالا ترين مسئولين کشور به آن باور داشته و آن را بخواهند.
2- يکي ديگر از مباني مهم و در خور توجه براي تمركززدايي، تفكيك ميان تمركززدايي از بعد حقوقي و تمركززدايي عملي است. از بعد حقوق سياسي، نظام حكومتي ما يك نظام متمركز غير متراكم است . منظور از حكومت متمركز يا به عبارت حقوقي دقيق‌تر حكومت يك‌پارچه يا تك‌ساخت این است که در کشور از نظر حقوقي تنها يك حكومت با حق تشخيص يا صلاحيت تصميم‌گيري وجود دارد؛ اما حكومت ايران غيرمتراكم نيز هست. به اين معنا كه در عين حال بر اساس قوانين عادي برخی از ا ختيارات حكومت واحد مركزي به نهادهاي حكومتي پايين‌تر از ملي تفويض شده است. عمده‌ترين اين قوانين، قانون تقسيمات كشوري و قانون شوراها است كه برخي اختيارات حكومتي را به نهادهاي حكومتي سطح مياني مانند استان‌داري‌ها، فرمان‌داري‌ها، ادارات كل و يا نهادهاي محلي مانند بخش‌داري‌ها، شهرداري‌ها، دهياري‌ها و شوراي شهر و روستا و بخش تفویض كرده‌است.


آرشیو کامل دیدگاه ها


 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.