English
زوال عقلانیت اجتماعی : شهر ایرانی امروز- قسمت دوم
7  آذر  1390

صحبت دوستم به اینجا که رسید دیدم خیلی دلش پر است وانصافاً حق هم دارد . دعوتش کردم به یک فنجان گل گاوزبان و سنبل الطیف و لیمو عمانی که قبلاًحاضر کرده بودم که هم صفرا بر بود و هم آرامش بخش قلب و می دانستم که دوست عزیز من چنین نوشابة مفید و اصیلی را رد نمی کند. رنگ بنفش زیبای گل گاوزبان دل هرکسی را می برد دوست دیگرم رامین .که تازه از خارجه آمده و دکترایش را در شهر و شهر نشینی گرفته و در تمام این مدت در کنار ما نشسته بود و به حرف های نا حسابی من و انتقادهای دوست عزیز روستادوست من گوش می داد نیز از شمار همین دل از دست دادگان از آب در آمد وگفت که از سال های بچگی اش که مادر بزرگش  برایش درست می کرد ، تا کنون گاوزبان نخورده وخیلی دلش می خواهد بعد از سی سال دوباره طعم آن رابچشد. دو فنجان برای دوستان بهتر از جانم و فنجان آخر را هم برای خودم ریختم و احساس کردم ساقی بودن بهتر از پاسخ دادن به سئوال های سخت منتقدان جامعه شناسی است .دوست روستادوست گاوزبانش را که سرکشید چشمهایش را زل زد به من که یعنی خوب جواب حرفهایم را بده .خوشبختانه رامین وارد بحث شد و من کماکان با فنجان گل گاوزبان مشغول ماندم.

زوال عقلانیت اجتماعی و شهر ایرانی امروز(قسمت اول)
7  آبان  1390

پرویز اجلالی

 چند روز پیش با یکی از دوستان عزیزی صحبت می کردم که به طرفداری از روستا وزندگی روستایی معروف است و داشت به من اطلاع می دادکه دارد رساله ای در حمایت از روستا در مقابل آنچه طرفداران شهر از قدیم تاکنون بر علیه ده نگاشته اند,می نویسد که بسیار هم قوی و مبارزه جویانه است .از من خواست که از دیدگاه های جامعه شناسان دوران مدرن دربارة شهر و شهری گری بگویم.من هم سعی کردم از پیش از جامعه شناسی  شروع کنم و سخن افلاطون و فارابی  را در باب مدینه فاضله به یادش آوردم واز این بیت مولانا "ده مرو ده مرد را احمق کند"گفتم و بعد به مارکس

ياد ري پال استاد و پزو هشگر مسائل شهري را گرامي بداريم
27  تير  1390

روز جمعه سوم خرداد 1390 (سوم ژوئن 2011)استاد ري پال پس از تحمل يك دورة طولاني بيماري دار فاني را وداع گفت. وي مردي استثنايي بود با بينش نيرومند جامعه شناسي ، نوآوري وحوزة گستردةعلائق .

در سال 1970 در كنگرة  جهاني جامعه شناسي در وارنا(بلغارستان) وي و گروهي ديگري از جامعه شناسان كميتة پژوهشي توسعة شهري و منطقه اي را به راه انداختند و از سال 1977 وي به رياست اين كميته انتخاب شد. .در 1977 مجلة بين المللي پژوهش شهري و منطقه اي به همت او و برخي همكاران ديگرش شروع به انتشار كردو چندي بعد كرسي اول بنياد مطالعات شهري و منطقه اي FURS  را به خود اختصاص داد. نقش وي در به وجود آوردن يك جامعه شناسي شهري نو ترديد ناپذير است .گروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران در گذشت اين استاد فرهيخته را  به همة پژوهشگران مسائل شهري تسليت ميگويد . راهش پر رهرو باد

مانوئل كاستلز  پس از مرگش دربارة او چنين نوشته است :

پروفسور ري پال يكي از برجسته ترين  جامعه شناسان نيمة دوم قرن بيستم بويژه در زمينة جامعه شناسي شهري بود .كتاب معروفش "شهر چه كسي؟" آغاز يك چرخش پارادايمي در جامعه شناسي شهري در جهت مطالعة روابط قدرت در شهر بود و از همين جا آنچه جامعه شناسي شهري نوين نام گرفت پديدار شد. وي بنيانگذار فكري كميتة توسعة شهري ومنطقه اي انجمن بين المللي جامعه شناسي بود كميته اي كه در طول زمان به نماد  اصالت و بلوغ كار دانشگاهي تبديل شد.من يكي از نسل دانشجويان جواني بودم كه از او و با او ياد گرفت .براي من او يك دوست، همكار ، و مرشد بود .

فقدان او براي من خيلي سخت است ميراث جامعه شناختي او براي هميشه در حافظة جمعي پژوهشگران شهري در سرتا سر جهان باقي خواهد ماند

انديشه هايي در باره علل عقب ماندگی تحقیقات شهری در ایران
7  ارديبهشت  1390

اعظم خاتم

تردیدی نیست که طی ده های گذشته تقریبا تمام بودجه پژوهشهای شهری توسط مراکز تحقیقات دولتی ( و یا محققان دانشگاهی طرف قرارداد آنها) و به سفارش دستگاههای اجرائی صرف تحقیق کاربردی محض شده است. درنتیجه موضوع تحقیق شهری و پرسشهای آن با دیدگاهها و نیازهای اجرائی شکل یافته و پرسشهای کلان تر و پایه ای تر در باره شهرها اصولا جائی برای طرح و تبدیل به پروژه شهری نداشته است: در باره پرسشهای کلان، یک نمونه آن تحقیق اجتماعی (فراتر از کالبد) در باره تاریخ شکل گیری فضاهای شهری مدرن است که در ایران به ندرت صورت می گیرد. نمونه های دیگر تحقیق در باره تعارضات شهری از جمله فقر یا جدانشینی های قومی ودینی و غیره است، یا تغیر و تصرف فضای شهری توسط گروههای مختلف اجتماعی یا سرمایه و مالکیتهائی که به در استطاعت بودن یک شهر و برحفظ حقوق سکونت مردم در شهر موثر است. یا تحول معنای فضای عمومی و خصوصی در شهر یا اینها موضوعاتی است که در بخش دولتی ممکن است خواهانی نداشته باشد بنابراین مطالعه نمی شود. در مورد پرسشهای پایه ( نظری) در وضعیت بدتری هستیم که ضعف آن اصولا مربوط به دانشگاه است و به تحقیقات دولتی هم سرایت می کند.به هر حال صرفنظر از حذف پرسشهای کلان و پایه در باره توسعه شهری، ویژگی دیگر تحقیقات دولتی آن است که نتایج آنها وارد حوزه بحث آکادمی علوم اجتماعی نمی شود . برای نمونه مطالعات طرح جامع تهران در باره شهر جهانی یا تمرکز زدائی از تهران یا مهاجرت به تهران هم اکنون پس از گذشت سالها به ندرت به صورت کتاب منتشر شده و در دسترس محققان دانشگاه و محققان مستقلی که می توانند به توسعه نظریه شهری کمک کنند قرار گرفته است.

میراث فکری استاد محمد عبداللهی را گرامی می‌داریم
2  بهمن  1389

 

دكتر امين قانعي راد

استاد دکتر محمد عبداللهی در سن شصت و شش سالگی و در اوج خلاقیت فکری و کاری خود به علت سکته قلبی از میان ما رفت. این رخداد اندوهبار و فقدان بزرگ، جامعه دانشگاهی و به طور خاص اساتید و دانش‌آموختگان علوم اجتماعی و همکاران و دانشجویان این استاد برجسته را سوگوار کرده است. آخرین بار، همین چهارشنبه، اول دی ماه، بود که یک بار دیگر با شور و شوق و گشاده‌رویی همیشگی‌اش به خانه دیگر خود، یعنی "انجمن جامعه‌شناسی ایران" آمد.  او با همکاران خود مشغول تنظیم برنامه میزگرد "طرح‌های ملی و توسعه کشور" بود؛ میزگردی که قرار بود با حضور او، در روز دوشنبه ششم دی ماه، در"کنفرانس ملی پژوهش اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران" برگزار شود. او در این گفت‌وگوها نیز مثل همیشه، دغدغه‌های جامعه‌شناسانه خود را بیان کرد و در نظر داشت در میزگرد "طرح‌های ملی و توسعه کشور" ضرورت توجه به مقوله "سرمایه اجتماعی" را به عنوان زیر بنای لازم برای تأمین همبستگی مردم و توسعه همه جانبه کشور مورد بررسی قرار دهد.

یادداشتی در باره مدلهای مدیریت شهری و جایگاه شهردار
17  مرداد  1389

دکتر حسین ایمانی جاجرمی

مدیریت بر شهرها در جهان امروز با توجه به پیچیده گی های روز افزون در نیازها و مطالبات عمومی، بیش از گذشته به سیاستهای شهری منسجم و پاسخگویی شفاف مدیران به شهروندان نیاز دارد. همچنین با توجه به گسترش فرهنگ مدنی و افزایش آگاهی های عمومی، شهروندان اکنون تمایل بیشتری به تاثیر گزاری گسترده تر بر انتخاب مدیران شهری و تعیین سیاستها دارند. این تحولات ضرورت بازنگری در شیوه های مرسوم مدیریت شهری از جمله در جایگاه و موقعیت «شهردار» را ایجاب می کند. در کشورهای مختلف مدلهای متفاوتی برای مدیریت شهری وجود دارد. عوامل عمده در تعیین شکل مدل به تاریخ، فرهنگ سیاسی و نوع نظام حکومتی کشور باز می گردد. نحوه اداره امور شهر در طول تاریخ و استقلال یا وابستگی آن به حکومت بر شکل مدیریت کنونی آن موثر است.

آغازي دوباره
16  فروردین  1389

خوانندة  عزيز !

سال نو و جشن ملي نوروز را به شما و همة خلق عالم  شادباش مي گوييم و آرزوي  شادي و تندرستي براي همگان داريم . الحق كه ايرانزمين در نوروز زيبا و رنگارنگ است واين زيبايي دل هاي مارا گرم ميكندومارابه اميدروزهاي بهتربه كوشش وتكاپوبرمي انگيزاند.

بايد اعتراف كنيم كه سال گذشته براي سايت ما سال پر كاري نبود .بدليل مشغلة فراوان منِ  سردبير و كم لطفي دوستان مطالب نو چنداني به سايت نيفزوديم و سخن تازه ومفيدي نگفتيم اما بر سر آنيم كه با وجود همة گرفتاري ها امسال سايت مطالعات شهري ايران را پر بار تر به شما ارائه دهيم و بديهي است كه تحقق چنين امري كار آساني نيست و نيازمند همكاري شماست . هرچه مطلب خوب و مفيد بيشتري براي ما بفرستيد ،سايتِ پربارتري خواهيد داشت .البته نبايد فراموش كنيد كه اين سايت متعلق به گروه شهر انجمن جامعه شناسي ايران است كه انجمني است غير دولتي و غير سياسي كه كارش ترويج انديشيدن درباب شهر و شهرنشيني و مسائل مربوط به آن است و نگاه ما علمي و اجتماعي است. و در اين چارچوب شيوة ميان رشته اي و چند رشته اي مطالعة  شهر را ميپسنديم و تعصب رشته اي نداريم. راه ارسال مطالب براي ما بسيار ساده است كافي است مطالب خود را به اين صندوق پستي الكترونيكي زير بفرستيد. ejlali@imps.ac.ir

 

                                            با سپاس سردبیر

نوروزِ خانواده، نوروزِ شهر
6  فروردین  1388

از بس كه چشم مست در اين شهر ديده ام

حقا كه مي نمي خورم اكنون و سر خوشم

شهري است پركرشمه وخوبان زشش جهت

چيزيم نيست ور نه خريدار هر  ششم

(حافظ اهل شيراز)

علي آسماني

    آيا كسي هست كه ترديد داشته باشد كه نوروز زيباترين جشن آغاز سال نو در سرتا سر جهان است؟ آيا كسي هست كه نوروز را دوست نداشته باشد؟ ايا كسي هست كه خود را ايراني بداند و نسبت به نوروز بي تفاوت باشد؟ در پاسخ بايد بگويم آري هست. البته به تعداد انگشتان دست.حتي تك وتوكي شهروندان ايراني را مي شناسيم كه با نوروز دشمني مي كنند و البته در ميان همسايگان متعصب و حسود هم دشمن نوروز داريم..همة چيزهاي خوب بالاخره دشمناني هم دارند اين عجيب نيست هرچند بدسليقگي اين مخالفان را مي رساند . اما از اين گروههاي بسيار كوچك وبي اهميت كه بگذريم قرنهاست كه ايراني (به معني عضو سرزمين فرهنگي ايران كه همواره از مرزهاي سياسي حكومتهاي ايران فراتر بوده است) نوروز را دوست داشته ، به آن دل بسته، از هرگزندي حفظش كرده و به آيندگانش سپرده است. و جالب اينكه در طول زمان در معنا وكاركرد اين جشن تغييراتي داده و آنرا با باورها و شرايط روزگار سازگارش كرده تا اين جشن زيباي ملي از لحاظ اجتماعي هرچه معنادار تر وكارساز تر باشد وبه زندگاني ما ايرانيان معنا وروشني دهد.



آرشیو کامل دیدگاه ها


 
Homepage  /  About us  /  View point  /  Seminars  /  Urban research  /  Book review  /  City reports  /  Urban theory & history  /  Urban sites  /  News  /  Contact us

send email to Urban.isa@gmail.com with questions or comments about this website.